عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٩ - ثروت و بخل در قرآن
تزايد مىنهد و براى به دست آوردن تكامل و راحتى رقابتها صورت مىگيرد.
شرط اين تزايد و تكامل اين است كه مردمان از بخل و امساك بپرهيزند، چه بخلى كه در سرشت آدميان نهفته، از اين تفاوتى كه در ميان استعداد و يافتههاى آنان است، يك نوع بيمارى حادى به وجود مىآورد كه ثروتمندان در اشتغال به ثروت و اندوختههاى خود غافل از حال مستمندان مىشوند.
ثروت و بخل در قرآن
در آيات شريفه سوره تكاثر مىخوانيم:
كثرت مال و خويشاوند شما را سخت به غفلت فرو برد، تا جايى كه به بازديد گورها رفتيد، آه، چه فكر باطلى و شما به زودى به آن پى خواهيد برد، راستى اگر به طور يقين مىدانستيد، دوزخ را به عيان مشاهده مىكرديد و سپس به ديده قطع آن را مىنگريستيد، آن گاه از نعمتهاى خدا بر شما سؤال مىشود!!
فقير از مشاهده ثروت كلان به دست ثروتمندان بخيل، چنان در سينه خود احساس تنگى مىكند كه براى نجات از آن به جستجوى راهى مىپردازد.
اما چون اين راه را نيافت، درد در سينهاش مىپيچد و روزى بر اثر انفجار اين عقده، آتشى بر جان ثروتمند خواهد افروخت.
اين بيمارى در بعضى از ملتها سبب شد كه عدهاى نداى الغاى مالكيت فردى ساز كنند و در نتيجه رشته اجتماع گسيخت و تعادلش را از دست داد و كار به الحاد و انكار اديان نيز كشانده شد و در اين راه ميليونها نفوس بشر در خون خود غلتيدند!!
تمام اينها جز سستى در اداى حقوق مستمندان و سودجويى از آنان در راه تأمين منافع شخصى سبب ديگرى نداشت.