عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٨ - تشهد، با معرفت به حق
تواضع به كوى محبوب گذاشته و به حمد و ثنا و اقرار به وحدانيت و عدل و حكمت حضرت رب العزه مشغول باشد و كلمات نماز به خصوص ذكر ركوع و سجود و تشهد را با كمال معرفت و نشاط و از كانون گرم قلبى مملو از عشق و محبت و رضايت به حضرت محبوب خم به ابرو نياورده و ترش نكند و آنچه ظاهرش تلخ و باطنش رشد و كمال است، هم چون شير به شكر آميخته و عسل انگبين، از دست با محبت محبوب نوشجان كند.
|
يا رب آن لعل شكرين چه خوش است |
يا رب آن روى نازنين چه خوش است |
|
|
با لبش ذوق هم نفس چه نكوست |
با رخش حسن هم قرين چه خوش است |
|
|
از خط عنبرين او خواندن |
سخن لعل شكرين چه خوش است |
|
|
ور زمن باورت نمىافتد |
بوسه زن بر لبش ببين چه خوش است |
|
|
مهر جانان به چشم جان بنگر |
در ميان گمان يقين چه خوش است |
|
|
من زخود گشته غايب او حاضر |
عشق با يار هم چنين چه خوش است |
|
|
آن كه اندر جهان نمىگنجد |
در ميان دل حزين چه خوش است |
|
|
تا فشاند بر آستان درش |
عاشقى جان در آستين چه خوش است |
|
|
در جهان غير او نمىبينم |
دلم امروز هم برين چه خوش است |
|
|
كه همه اوست هر چه هست يقين |
جان و جانان و دلبر و دل و دين[١] |
|
تشهد، با معرفت به حق
مگر اقرار حقيقى به وحدانيت او و نفى شريك از جناب او و شهادت به اين كه حضرتش مستجمع جميع صفات كمال است و خلاصه مگر تحقق تشهد حقيقى
[١] -فخر الدين عراقى.