عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥١ - شفاعت
و در عالم طبيعت به عنوان يك اصل مهم تكوينى مطرح است و انكار هر يك از دو اصل تشريعى و تكوينى، ناشى از جهل و بىاطلاعى نسبت به حقايق الهى و مسائل عالى طبيعى و تكوينى است.
در عالم طبيعت چه در نظام سماوى چه در عالم جمادى، چه در جهان نبات و حيوان، موجودات مكمل يكديگرند و كمبود و نقص موجودى، با مايه گذاشتن موجود ديگر در صورتى كه موجود اول استعداد و لياقت و پذيرش خود را از دست نداده باشد، قابل برطرف شدن است و اين معناى شفاعت در عالم تكوين است.
درخت در صورتى كه ريشه فعال و زندهاى داشته باشد وقتى جفت زمين شود و همبستگى با خاك پيدا كند با شفاعت زمين، نياز خود را نسبت به آب و املاح تأمين مىكند، اما اگر ريشهاش خشك و فعاليت تنه و ساق و برگ و پيوندها و آوندها متوقف شده باشد، شفاعت زمين براى او سودى ندارد.
طفل با شفاعت سينه مادر، مواد لازم را جذب و از شير كه همراه با مواد مورد نياز بدن اوست استفاده مىكند، ولى اگر طفل آنقدر مريض و بىحال و در شرف مرگ باشد، شفاعت سينه مادر نفعى به حال او ندارد.
ما با شفاعت هوا به وسيله دستگاه تنفس، از هواى آزاد استفاده كرده و ادامه حيات مىدهيم، اما اگر دستگاه تنفس ما از كار بيفتد از شفاعت هوا چه سودى عايد ما مىگردد.
در عالم تشريع هم شفاعت از همين قبيل است. ما اگر از توحيد با خبريم، از حلال و حرام خدا مطلعيم و اگر از ايمان به قيامت و ملائكه و كتب آسمانى بهرهوريم و اگر در مسير رشد و كماليم، همه و همه از بركت پيامبر و امامان : است و شفاعت آنان در دنيا نسبت به ما در پيشگاه حضرت حق معنايى جز اين ندارد، به عبارت ديگر اگر ما تنهاى از نبوت و امامت بوديم، از حقايق بىخبر