عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٧ - فناى ذاتى
معبود من رفت و آمد تدبيرت و تيزنوردى تقديراتت، بندگان عارفت را از اطمينان به بخشش و نااميدى از تو در وقت بلا باز داشته.
الهى! از من همان كه مىسزد به فرومايگيم و از تو همان مىسزد به كرمت، اله من تو خود را به مهربانى و لطف به من وصف كردهاى پيش از پيدايش ناتوانى من، پس آيا دريغ دارى آن دو را از من پس از پيدايش ناتوانيم؟
معبود من! چنانچه از من زيبايىهايى نمايان شود، بدون شك از فضل توست و نسبت به آن بر من منت دارى و چنانچه زشتىهايى نمايان گردد، با من به عدلت معامله كن كه تو را بر من حجت و دليل تمام است.
معبود من! چگونه مرا وامىگذارى و حال آن كه عهدهدار من شدهاى و چگونه مظلوم شوم و حال آن كه تو يار منى و چگونه وسيلهگيرى كنم به سويت با آنچه محال است كه آن به تو برسد، يا چگونه از حالم به حضرت تو شكايت كنم و حال اين كه بر تو پوشيده نيست، يا چگونه با گفتارم از حالم ترجمه كنم و حال آن كه از توست آشكارا به تو، يا چگونه آرزوهايم را نوميد كنى و حال آن كه حاجت خواهانه بر تو وارد شده، يا چگونه احوال مرا نيك گردانى و حال آن كه آنها با تو قائم و سرپاست؟
معبود من! چه اندازه به من لطف دارى با وجودى كه جهلم بزرگ است و با وجود زشتى كردارم چقدر به من رحم كنى.
معشوق من! چقدر تو به من نزديكى و چقدر از تو دورم، آه چقدر به من مهربانى، با اين همه آن كه مرا از تو بازداشته چيست؟!
اله من! از رفت و آمد آثار و جابجايى تغييرات احوال دانستم كه خواسته تو از