عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٤ - دعا امرى فطرى
به آيين شرك روى مىآورند.
[و إذا غشيهم موج كالظلل دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجاهم إلى البر فمنهم مقتصد و ما يجحد بآياتنا إلا كل ختار كفور][١].
و چون آنان را [در دريا] موجى [به دنبال موجى] مانند ابرهاى سايهانداز فرو پوشد، خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [از هرگونه شركى] خالص مىكنند، مىخوانند و زمانى كه آنان را به خشكى مىرساند برخى از آنان به راه ميانه و معتدل [كه راه توحيد است] مىروند [و برخى پيمان مىشكنند] و آيات ما را جز هر پيمانشكن خائن و كفر پيشهاى انكار نمىكند.
[و إذا مس الإنسان الضر دعانا لجنبه أو قاعدا أو قائما فلما كشفنا عنه ضره مر كأن لم يدعنا إلى ضر مسه كذلك زين للمسرفين ما كانوا يعملون][٢].
و چون انسان را گزند و آسيبى رسد، ما را [در همه حالات] به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده [به يارى] مىخواند، پس زمانى كه گزند و آسيبش را برطرف كنيم، آن چنان به راه ناسپاسى و گناه مىرود كه گويى هرگز ما را براى برطرف كردن گزند و آسيبى كه به او رسيده [به يارى] نخوانده است!! اينگونه براى اسراف كاران اعمالى كه همواره انجام مىدادند، آراسته شده [تا جايى كه زشتى اعمالشان را نمىفهمند.]
[١] -لقمان( ٣١): ٣٢.
[٢] -يونس( ١٠): ١٢.