عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٢ - حكمت در سير الى الله
تويى كه غير تو معبودى نيست، به هر موجودى خود را شناساندى، در نتيجه موجودى نسبت به تو بىمعرفت نماند، تويى آن كه خود را در همه چيز به من شناساندى، در نتيجه در همه چيز نمايان ديدمت.
با توجه بسيار عميق به اين جملات نورانى و با نظر كردن به محتويات اين مسائل با ديدى الهى و عارفانه روشن مىشود كه وجود مقدس امام حسين ٧ در مقام فناى آثار و افعال و صفات و ذات بودند و اگر اين نبود، اين چنين كلمات كه محصول نور جان و روشنايى قلب است از او آشكار نمىشد.
و هر مكلفى موظف است به دنبال انبيا و امامان، به اندازه قدرت تكليفى خود در مقام به دست آوردن اين چهار مقام برآيد.
حكمت در سير الى الله
آنچه حضرت معشوق از حدود و قيود بر موجوديتم قرار داده، اولا عين دوستى و محبت حضرت او به من بوده، ثانيا اين حدود و قيود فقط و فقط در جهت رشد و كمال من است كه به عشق او از هر قيدى با توجه به عمل به دستورهاى حضرت او رها شوم به منزلى از كمال رسيدهام.
آنان كه حدود و قيود را نسبت به خود صحيح نمىدانند و از اين طريق تصور مىكنند عالم ملكوت به آنان بىمهرى كرده، دلالت بر جهل كامل آنان نسبت به حقايق امور است.
اگر با ديده دل و بصيرت قلبى به حدود و قيود نظر شود، معلوم مىگردد كه تمام آن عين محبت محبوب به محب است و محب را لازم است نسبت به تمام عنايات مولا، گرچه سختترين تلخىها و مصائب باشد شكر وافر كند.
سعدالدين فرغانى در اين زمينه در توضيح دو سه بيت ابن فارض مىگويد: