عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٤ - سجده تواضع
و در وقت سجده بياد آر كه نطفهاى بيش نبودى، آن نطفه و آب گنديدهاى كه همه آن را آلوده و پليد و نجس و ناپاك مىدانستند و آن هم روزى نبود به اشاره اراده او به وجود آمد!
اين قسمت از روايت شايد اشاره به كلام حضرت على ٧ باشد كه مىفرمايد:
ما لابن آدم والعجب واوله نطفة مذرة وآخره جيفة قذرة وهو بين ذلك يحمل العذرة[١].
پسر آدم، چرا تكبر دارد و حا ل آن كه اولش نطفه نجس و آخرش مردار نجس و بين اين دو حالت حمل كننده نجاست است.
كسى كه اطوار خلقت ظاهر او چنين باشد، انانيت و منيت و خودبينى و عجب و تكبر او از كمال سفاهت و حماقت و بىباكيست!
|
خرما نتوان خورد از اين خار كه كشتيم |
ديبا نتوان بافت از اين پشم كه رشتيم |
|
|
بر لوح معاصى خط عذرى نكشيديم |
پهلوى كبائر حسناتى ننوشتيم |
|
|
ما كشته نفسيم بس آوخ كه برآيد |
از ما بقيامت كه چرا نفس نكشتيم |
|
|
افسوس بر اين عمر گرانمايه كه بگذشت |
ما از سر تقصير و خطا در نگذشتيم |
|
|
دنيا كه در او مرد خدا گل نسرشته است |
نامرد كه ماييم چرا دل بسرشتيم |
|
[١] -غرر الحكم: ٣٠٨، حديث: ٧٠٨٧.