عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨١ - مريض واقعى
مىكند و تدبير مىنمايد، نه در آنچه كه مريض آن را ميل دارد و مىپسندد.
آرى، هر كس با دقت به خويش مراجعه كند مىبيند كه عقلش دچار جهل، قلبش دچار بسيارى از امراض مانند وسوسه، غرور، حسد، كبر، ريا، حب جاه و شهوت و ديده و گوش و دست و پا و شكم و شهوت هر يك داراى امراضى هستند و طبيب اين امراض و معالج اين دردها قطعا خود انسان نيست، اين خداى مهربان است كه با توجه و عنايت و به وسيله انبيا و امامان : و كتب آسمانى معالج انسان مىباشد و اين انسان است كه براى درمان دردها بايد به نسخههاى شفابخش الهى عمل كند كه از جمله آن نسخهها روزه همراه با شرايط است.
به خود مغرور نباشيد و درباره خود تصور سلامت نداشته باشيد، تا هستيد خود را مريض و خداى مهربان را طبيب خود بدانيد كه در همه كره زمين، سالم اندك و مريض بسيار زياد است، به داستان واقعى زير كه نمايشگر اين واقعيت است توجه كنيد:
مريض واقعى
عيسى بن مريم ٧، شبى در شهر ناصريه بود، صاحب خانه به محضر حضرت عرضه داشت: شهر را بيمارانى است كه طبيبان مادى از علاج آنان عاجزند، اگر اجازه دهيد، همه را براى شفا به خدمت شما بياورند. عيسى ٧ قبول كرد. چون صبح شد، بيماران را به سر راه عيسى ٧ آوردند تا آنان را با دم الهى خود شفا دهد. تعداد آنان را حدود ده نفر ديد، فرمود: بيماران شما همين ده نفر هستند؟
عرضه داشتند: آرى، فرمود: اگر سالمهاى اين شهر به اين تعداد باشند برايم اعجابآور است!