عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٠ - تشهد، با معرفت به حق
دوستان حق و ناله زن و فرزند پيامبر شنيده نمىشود، بر حسين عزيز اين عارف عاشق و محب صادق و سرحلقه شهيدان و يارانش مسلم است كه از طلوع آفتاب فردا تا بعد از ظهر قطعه قطعه خواهند شد و بدن عريان آنان در تف آفتاب خواهد ماند و زن و بچه آنان كه عيال و ناموس خداى جهان آفريناند به اسارات برده خواهند شد، در وسط چنين درياى پر موج و بيابان پر حادثهاى، در كمال انبساط و نشاط و عشق و محبت و رضايت و خشنودى از مولا و محبوب خود و ياران و زن و فرزندش تا صبح به نماز ايستادند و حتى نماز شب خود را پس از اين كه شب از نيمه گذشت به بهترين وجه ادا كردند و اين پاكان و هماهنگان با حق و عاشقان جان بركف، در تشهد تمام ركعات به عالىترين وجه ممكن به اين معنى شهادت دادند كه معبودى به حقيقت جز وجود مقدس خداى عالم آفرين وجود ندارد و وحدانيت و بىشريكى مخصوص ذات اقدس اوست و به فرموده حضرت صادق ٧: در اين ورطه هولناك با تمام وجود و از سر عشق و محبت و سوز و ساز ثناى خدا گفتند و معرفت والا و عمل خالص و اقرار به وحدانيت حق را نثار پيشگاه معشوق كرده و با نماز اول شب تا سحرشان رضايت و خشنودى خود را نسبت به آن همه ابتلا و مصيبت كه عامل رشد و كمال آنان و بيدارى جهانيان تا قيامت بود اعلام نمودند.
آيا ما در تمام مدت عمر خود با اين هزاران ركعت نماز واجب و مستحبى كه خواندهايم، يك بار اتفاق افتاد كه بدين گونه تشهد گفته و ثناى حق را بنحو حقيقت از خود بروز داده و سپاس آن جناب را تحقق واقعى بخشيده باشيم.
امام حسين ٧ در شب عاشورا، آن شب پر از حادثه و آبستن به تمام حوادث، در دريايى از اسلحههاى دشمن و كينههاى گرگان آدمخوار، با كمال رضايت و خشنودى از حق و با روحى پاك و قلبى مملو از عشق و زبانى پر از نور و وجودى پر از صدق، در برابر اصحاب گراميش، آن اصحابى كه در اولين و آخرين نمونه