عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٧ - شخصيت ربيع بن خثيم
حسين ٧ را شنيد سه مرتبه از دل پاك آه دردناك كشيد و بىخود افتاد و كسى ديگر تا آخر عمر او را سخنگو و خندهروى نديد و الحق جاى آن بوده[١].
و اين همه در وقتى بوده كه در ارض طوس زندگى مىكرده و مردم را به مسائل الهيه آشنا مىكرده است.
راوى بزرگوار، مرحوم حاج شيخ عباس قمى در «سفينة البحار»[٢] ربيع را مردى موثق و شيعه و قابل اطمينان مىداند.
مرحوم آيت الله حاج سيد هبة الدين شهرستانى صاحب كتاب «الهيئة والاسلام»، استدلالاتى ذكر مىكند كه صحت ايمان و عمل و تشيع و وثاقت ربيع را ثابت مىنمايد و سخن مخالفين از علما را رد مىنمايد.
علت اين كه بعضى از علما روى توجه از وى برگردانند جملهاى است كه نصر بن مزاحم در كتاب «صفين» نقل مىكند كه:
ربيع نسبت به حقانيت جنگ اميرالمؤمنين در واقعه صفين شك داشت و از حضرت درخواست كرد كه او را به جنگ با كفار در مرزها بفرستد!!
در هر صورت جنبه مثبت قضيه و به خصوص توجه بسيارى از علماى بزرگ شيعه از بار منفى قضيه سنگينتر است و مىتوان به وثاقت و ايمان و درستى ربيع مطمئن شد.
اما اين كه نام او در ضمن چند روايت امام صادق ٧ در كتاب «مصباح الشريعة» آمده، دو احتمال مىتوان داد:
يكى آن كه بر اساس موثق بودن ربيع حضرت نام او و گوشهاى از اعمالش را ذكر كردهاند، تا پند و درسى براى ديگران باشد كه اين نكته نسبت به اصحاب ائمه زياد
[١] -سفينة البحار: ٣/ ٢٩٣، باب الراء بعده الباء.
[٢] -سفينة البحار: ٣/ ٢٩٤، باب الراء بعده الباء.