عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٧ - حكمت در روايات
كسىكه به مردم عطا كند آنچه را خود از مردم براى رفع حوائج و نيازمندىهايش مىخواهد و مردى كه دست و پا حركت ندهد مگر اين كه بداند در طاعت يا معصيت خداست و مردى كه برادرش را عيب نگويد تا آن عيب را از خودش دور كند.
خلاصه اين حكمتها اين بود كه انسان ظرف كرامت، درستى، فضيلت، علم، هدايت و حقايق و فيوضات الهيه است و بايد خود را با تصفيه از گناه و آلودگى تجلىگاه اين واقعيات كند و اين چند روزه محدود عمر را به فساد و تباهى و آلودگى و عيش و نوش و غفلت و جهل از دست ندهد.
عارف بزرگوار، خواجوى كرمانى مىگويد:
|
مباش غره بدين پنج روز نقد حيات |
كه عمر بر سر پايست و چرخ بر سر كار |
|
|
زبان سوسن آزاد از آن دراز آمد |
كه همچو بلبل بيدل نمىكند گفتار |
|
|
مجاوران زواياى عالم ملكوت |
ندا دهند تو را بالعشى والابكار |
|
|
كه تا برون نروى زين مضيق جسمانى |
چگونه بار دهندت به صدر صفه يار |
|
|
گرت به مهره فريبد زمانه چون افعى |
بدين فسون مشو ايمن زمهره بازى مار |
|
|
ترا چو سرو به آزادگى برآيد نام |
چو نرگس ار ننهى ديده بر زر و دينار |
|