اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢١٥ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
صوامع: (ج صومعه) عبادتگاهها، مقام توجه دل قطع علاقه از ماسوى اللّه و مقام توجه و تفريد. عطار گويد:
|
پير ما از صومعه بگريخت و در ميخانه شد |
در صف دردى كشان دردى كش مردانه شد |
|
ضمان: قبول كردن، پذيرفتن، برعهده گرفتن، ملتزم شدن به اينكه هرگاه كسى به عهد خود وفا نكرد از عهده خسارت برآيد.
طالب: خواستار و جوينده؛ در اصطلاح، جوينده راه عبوديت را گويند و محمدت كمال را گويند نه از روى دوستى. عطار گويد:
|
طالب آن باشد كه جانش هر نفس |
تشنهتر باشد وليكن بىسبب |
|
|
نىسبب نىعلتش باشد پديد |
نه بود از خود نه از غيرش نسب |
|
طريد: رانده شده، نفى كرده، تبعيد شده. كلامى كه شنونده از استماع آن هيبتى در دل گيرد.
طريقت: سير خاص كه مخصوص سالكان راه حق است، مانند ترك دنيا و دوام ذكر و توجه به مبدأ و تبتل و انزوا و دوام طهارت و وضو و صدق و اخلاص و غير آن (شرح گلشن راز).
شريعت احكام ظاهر است و به منزلت پوست است و طريقت لب او؛ طريقت رفتن از حادث به قديم است، كه بعد از آنكه از مقام فنا به مرتبت بقا رسيد گويند از راه طريقت به حقيقت رسيده است. حافظ گويد:
|
دوش از مسجد سوى ميخانه آمد پير ما |
چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما |
|
|
در خرابات طريقت ما بهم منزل شويم |
كاين چنين رفتهست در عهد ازل تقدير ما |
|
طلب: خواستن چيزى بعد از وجود آن چيز است، و بايد نمونهاى از آن موجود باشد. در اصطلاح، جستجو كردن مراد است و مطلوب؛ و مطلوب در وجود طالب هست كه مىخواهد تمام مطلوب را بيابد و تمام مطلوب را هم بايد در وجود خود بطلبد و اگر از خارج بطلبد نيابد.