اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢١٤ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
شريعت: در لغت، «مشرعة الماء» يعنى محلى است كه از آن آب مىآشامند؛ در اصطلاح، عبارت است از امور دينى كه حضرت عزت- عزشأنه- جهت بندگان به لسان پيغمبر تعيين فرموده، از اقوال و اعمال و احكام كه متابعت آن سبب انتظام امور معاش و معاد باشد و موجب حصول كمالات گردد، و شامل احوال خاص و عوام بوده جميع امت در آن شريك باشد، چون شريعت مظهر فيض رحمانى است كه رحمت عام است. قشيرى گويد: «شريعت امر به التزام عبوديت است و حقيقت مشاهده ربوبيت و هر شريعتى كه مؤيد به حقيقت نباشد غير مقبول است و هر حقيقتى كه مقيد به شريعت نباشد غير محصول است.» (تلخيص از فرهنگ اصطلاحات عرفانى).
صائم الدهر: كسى كه قريب به همه روزها را روزه دارد.
صحو: هشيارى؛ در اصطلاح، رجوع به احساس است بعد از غيبت.
صحو برحسب سكر است: كسى را كه سكر بحق است صحو بحق است، و كسى را كه سكر مشوب با حظ باشد صحو مصحوب به حظ است، سكر در حق است و صحو و سكر دو صفتاند در بنده و پيوسته بنده از خداى خود محجوب است تا اوصاف وى فانى شود.
صحو بعد از محو: و جمع الجمع شهود خلق است قائم به حق، يعنى حق را در جميع موجودات و مخلوقات مشاهده نمايد، و مقام فرق بعد از جمع است؛ و فرق ثانى و «صحو بعد المحو» هم خوانند چون بعد از وحدت صرف، كه جمع و محو است، به مقام فرق و صحو تنزل نمود.
صدق: حالتى است در عبد كه او را وادار مىكند بر ايقاع فعل بر وجه خود با كوشش و عدم فتور؛ و آنچه در قلب است از اعتقاد به حقايق نيز صدق گويند. كاشانى گويد: مراد از صدق فضيلتى است راسخ در نفس آدمى كه اقتضاى توافق ظاهر و باطن و تطابق سر و علانيت او كند، اقوالش موافق نيات باشد و افعال او مطابق احوال، آنچنانكه نمايد، باشد و لازم نباشد آنچنانكه باشد نمايد.