اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢١٦ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
حافظ گويد:
|
سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد |
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مىكرد |
|
طوف: دور چيزى گشتن، گرداگرد گرديدن، طواف، گشت.
ظلم: نهادن چيزى در غير محل خود. ظلمات تاريكى است و در اصطلاح صوفيه كفر است، كه پوشش از حق است و هواهاى نفسانى است كه موجب ستر عبد است از حق. (فرهنگ اصطلاحات عرفانى)
عروة الوثقى: دست آويز محكم.
عقل: خرد؛ در اصطلاح حكما، قوه مدرك كليات را عقل گويند و گاه نفس ناطقه را گويند. مراتب و تعداد عقول زياد است كه در كتب صوفيه بدان اشاره شده است. قيصرى گويد: روح انسان را از جهت تعقل ذات و موجد خود و تعين آن به تعين خاص و مقيد كردن آنچه ادراك كند عقل گويند.
عقل دو قسم است: يكى عقل معاش كه محل آن سر است؛ و ديگر عقل معاد كه محل آن دل است.
عكه: زاغ دشتى، كشكرك، عقعق.
علم اليقين، عين اليقين، حق اليقين: علم يقين ظهور نور حقيقت است در حالت كشف استتار بشريت به شهادت وجد و ذوق نه به دلالت عقل و نقل؛ و مادام كه از وراى حجاب نمايد آن را نور ايمان خوانند، و چون از وراى حجاب مكشوف گردد آن را نور يقين خوانند. قشيرى گويد:
يقين عبارت از علمى است كه صاحب آن را در آن شكى نباشد.
علم اليقين علمى است به حكم بيان، و حق اليقين به نعت البيان؛ لذا علم اليقين براى ارباب عقول است و عين اليقين براى اصحاب علوم است و حق اليقين براى اصحاب معارف.
به عقيده صوفيان دانستن بر سه گونه است: علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين. در حالت اول آدمى به استدلال عقلى معلوم را دريابد؛ و