اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٤٩ - اختلاف نسخهها
ص ٣٦ ب ٨: يافتم ذوقى عجب در (ب).
ص ٣٦ ب ١٠: ديدهام كى شرح آن باشد نهاد (ب)؛ باشد ادا (م).
ص ٣٦ ب ١٣: محرمان خاص گويند با گدا (ب).
ص ٣٦ ب ١٤: هم گفته گردد بيش و كم (ب- م).
ص ٣٦ ب ١٥: زنگ از آيينه دل (ب).
ص ٣٦ ب ١٧: گر حيات جاودان (ب).
ص ٣٦ ب ٢٠: پى اين مرگ شو (ب- م).
ص ٣٦ ب ٢١: كى به وصلش مىرسى (ب- م).
ص ٣٦ ب ٢٢: هركه مرد از جان جانان (گ).
______________________________ (٣٧) ص ٣٧ ب ٢: قيامتهاى نفس ظاهرش- ديده من (گ).
ص ٣٧ ب ٣: اين بيت در نسخه (د) نيست.
ص ٣٧ ب ٦: خواند او را نام وسطى اوستاد (ب).
ص ٣٧ ب ٧: روح چون گردد خفى وسطى شود (ب)؛ روح گردد چون صف كبرى شود (گ).
ص ٣٧ ب ٨: اين مقاماتت چو شد (گ- م).
ص ٣٧ ب ٩: اين زمان (گ).
ص ٣٧ ب ١٣: نيست انسان (م)؛ خوى بد است (گ).
ص ٣٧ ب ١٨: به روى دوست (گ)؛ مايه دوزخ (م).
ص ٣٧ ب ١٩: رو به خلق نيك ايشان را سرى (ب).
ص ٣٧ ب ٢٠: چون شوى تو پاك از اخلاق بد (گ).
(٣٨) ص ٣٨ ب ٥: جيفهاى نبود عبث (گ)؛ نبود عجب (م).
ص ٣٨ ب ٧: زانكه ميمون (م).
ص ٣٨ ب ٨: صورت بيغيرتى خوكى شود (د)؛ صورت بيعزتى خوكى (گ).
ص ٣٨ ب ٩: گر به حسد و كينه (د).
ص ٣٨ ب ١٠: صورت تشنيع و غيبت شد مثال (ب)؛ احمتان را خارپشت (م).
ص ٣٨ ب ١٤: دواى نفسى (ب)؛ قواى نفسى است (گ- م).
ص ٣٨ ب ١٥: ذكر و طاعتها كجا ريو و ريا (گ).
ص ٣٨ ب ١٦: جنت و دوزخ شود اعمال تو (ب- م).
ص ٣٨ ب ١٧: شد مثال هر دو منكر (ب- م)؛ هر دو با منكر نكير (گ).
ص ٣٨ ب ١٨: مىكند (گ).
ص ٣٨ ب ١٩: مىكند (گ).
ص ٣٨ ب ٢١: بىاحتياط (م).
ص ٣٨ ب ٢٢: اعتدال اندر وسيط برزخ است (ب).
ص ٣٨ ب ٢٣ و ٢٤: اين دو بيت در نسخه (ب) يكى است مصرع اول از بيت اول باضافه مصرع دوم از بيت دوم.
(٣٩) ص ٣٩ ب ٣: وصف تو مايه بوداى (ب).