اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢٠٧ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
گردد و با هيچ انسان نيارامد. خواجه عبد اللّه انصارى گويد: «تفريد، دل از علايق بريدن است، و كمر بندگى بر ميان بستن، و حلقه خدمت در گوش وفا كردن، و خواست خود فداى خواست ازلى كردن؛ نفس فداى رضا، و دل فداى وفا، و جسم فداى بقا كردن.
|
نفسم همه عمر در وصالت خواهد |
روحم راحت ز اتصالت خواهد |
|
|
گوشم سمع از بهر مقالت خواهد |
چشمم بصر از شوق جمالت خواهد |
|
تقليب: زير و رو كردن، باژگون كردن، ديگرگون كردن، بدل كردن حرف به حرف ديگر.
تلو: دنبال، پس، پسرو، دنبالگير.
تلوين: تلون عبد در احوال خود، يعنى از حالى به حالى گشتن.
چنانكه حضرت موسى به يك نظر الهى متلون گرديد كه به واسطه تجلى الهى به طور سينا هوش از وى بشد. قشيرى گويد: «تلوين صفت ارباب احوال است، و تمكين صفت اهل حقايق است. پس مادام كه عبد در طريق است صاحب تلوين است؛ زيرا كه ارتقا مىيابد از حالى به حالى ديگر و از وصفى به وصفى ديگر. و در قصه يوسف است كه زنانى كه حب يوسف در قلب آنها بود، به واسطه كثرت توجه و غلبه اشتغال آنها به يوسف، احوال چنان دگرگون گرديد كه صاحب تلوين شدند و دست خود را بريده و توجهى بدان نكردند، زيرا غلبه اشتغال آنها به يوسف موجب غيبت آنها از احساس خود شده بود.
توبه: توبه بازگشتن و رجوع از چيزى است و روى آوردن به چيزى كامل و عالى. توبه برحسب لغت، به معناى رجوع است؛ و به حسب شرع، ندامت از معاصى است. و حقيقت توبه آن است كه سالك راه خدا از آنچه مانع وصول اوست به محبوب حقيقى خود از مراتب دنيا و عقبى اعراض نموده روى توجه به جانب حق آرد. مراتب توبه چهار است:
١- بازگشتن از كفر كه توبه كفار است؛
٢- بازگشتن از مناهى و كارهاى بد كه توبه فساق است؛