اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٤٥ - اختلاف نسخهها
ص ٢٤ ب ٢٦: پس برونآ پيرهزن را كن خبر (ب)؛ كن خبر (گ)؛ زن را كن خبر- سوى پسر (م).
ص ٢٤ ب ٢٧: اين بيت و سه بيت بعد از آن در نسخه (د و گ) نيست.
______________________________ (٢٥) ص ٢٥ ب ٤: زانكه بودش جا در آن صحرا و دشت (ب).
ص ٢٥ ب ٦: چنين كاراى كريم (د)؛ كى پسند م ... اى كريم (گ)؛ كى پسندد كو چنين (م).
ص ٢٥ ب ١١: به دست او بداد- شو يا مراد (م).
ص ٢٥ ب ١٢: عقبش پريد (گ).
ص ٢٥ ب ١٤: حالت او بر رخ نمود (گ)؛ حالت آنجا رو نمود (م).
ص ٢٥ ب ١٥: ديده بر خلق (گ).
ص ٢٥ ب ١٦: در مزيد (گ).
ص ٢٥ ب ١٧: شد دلش زان گفتگو (ب).
ص ٢٥ ب ١٩: روى در صحرا (ب).
ص ٢٥ ب ٢١: فقيرى رهروى (گ)؛ بعد ماهى (م).
ص ٢٥ ب ٢٧: و خسته جگر (گ).
(٢٦) ص ٢٦ ب ٢: كوچه مىگويد (گ)؛ ديد جانش (م).
ص ٢٦ ب ٤: پاك كرده بر كنار (ب).
ص ٢٦ ب ٥: چشم ما بگشود احمد (م)؛ گفت اى استاد وقتم آن رسيد (ب).
ص ٢٦ ب ٧: همرهم كن همت (ب).
ص ٢٦ ب ٨: شيخ را خوش بوسه داد (ب)؛ دست و پاى شيخ هردم بوسه داد (م).
ص ٢٦ ب ١١: آمد درون (م).
ص ٢٦ ب ٢٤: بسيار كردند (م).
ص ٢٦ ب ٢٥: او قول (م).
ص ٢٦ ب ٢٧: ترك كرده (م).
(٢٧) ص ٢٧ ب ١: بت شمار او را (م).
ص ٢٧ ب ٢: مانع ياد خدا (م).
ص ٢٧ ب ٦: كه ترا با وى نمايم (م).
ص ٢٧ ب ٧: كرد ميدان رحمت است (م).
ص ٢٧ ب ١١: پس سرى گريان و نالان (م).
ص ٢٧ ب ١٢: تا بسازد كار تجهيز و كفن (ب- م).
ص ٢٧ ب ١٣: كه مىآمد- دل در موج خون (م).
ص ٢٧ ب ١٤: كآخر چرا (م).
ص ٢٧ ب ١٥: كاى راهبر- شما را زين خبر (گ)؛ نيست گويى مر شما را (م).
ص ٢٧ ب ١٧: سرمايهجو (گ) در نسخه (ب) اين بيت خوانده نمىشود.
ص ٢٧ ب ١٩: آن مردان مرد (ب).
ص ٢٧ ب ٢٠: داستان در طريق جستوجو (ب)؛ داستانى در طريق جست او (گ).