اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٥٢ - اختلاف نسخهها
ص ٤٤ ب ٥: دانش آفاق را انفس بخوان (ب).
ص ٤٤ ب ٦: گر همى خواهى كه باشى (ب).
ص ٤٤ ب ٧: باز راه كشف (د)؛ تا زراه- عارف خودشو كه (گ).
ص ٤٤ ب ٨: هم ز خلد و نار بىشك آگهى (ب- م)؛ هم ز خود تو از خدا هم آگهى (گ).
ص ٤٤ ب ١١: محو حق اى مرد دين (ب- م).
ص ٤٤ ب ١٢: گشتى جانفشان (م).
ص ٤٤ ب ١٣: روح تو در جنس تن (ب)؛ كى توانم كرد (م).
ص ٤٤ ب ١٦: از خدا و از خلق بىشك (گ).
ص ٤٤ ب ١٧: گشته بود از او عيان (م).
ص ٤٤ ب ١٨: نيست اندر سينهام (ب).
ص ٤٤ ب ١٩: معنى بود- دعوى بود (ب).
ص ٤٤ ب ٢١: گر به پنهان گر عيان (گ).
ص ٤٤ ب ٢٢: هركه او اين ره به پايان (م).
ص ٤٤ ب ٢٣: زين نشان (د- م).
______________________________ (٤٥) ص ٤٥ ب ١: آنكه خود را آنچنانكه مست ديد (د)؛ آنچنانكه هست ديد (گ).
ص ٤٥ ب ٢: حجتى است- صنعتى است (م).
ص ٤٥ ب ٥: بر ظن بايست (ب).
ص ٤٥ ب ٧: هستند اندرو زمان (ب).
ص ٤٥ ب ٩: كوچو (گ).
ص ٤٥ ب ١١: بندگان هستند بودند آن زمان (ب).
ص ٤٥ ب ١٤: چون شنيد اين نكتههاى (ب- م).
ص ٤٥ ب ١٥: گوييا زين (ب).
ص ٤٥ ب ١٧: اين مرد دين (گ).
ص ٤٥ ب ١٨: او چو فانى- چه عجب (م).
ص ٤٥ ب ١٩: او چو خالى (م).
ص ٤٥ ب ٢١: مندرج در حرف- مندمج در تحت او حذف صفوف (د)؛ مندرج در حرف- مندمج در تحت اوصف صفوف (گ).
ص ٤٥ ب ٢٣: آن امانت كآسمانش درنيافت (ب).
(٤٦) ص ٤٦ ب ١: بحر در يك قطرهاى (ب).
ص ٤٦ ب ٢: اين ابد عين يقين آمد يقين (د).
ص ٤٦ ب ٤: پيش چشمت نيست (ب).
ص ٤٦ ب ٦: فاش جهان (گ).
ص ٤٦ ب ٧: كى كنى تابان خودى از خويش سود (ب).
ص ٤٦ ب ١٣: گشت خورشيد نهان در (د)؛ ندانى اى دريغ (م).
ص ٤٦ ب ١٥: جغد و بومان را همى گويى بپر (م).
ص ٤٦ ب ١٦: عكس را گويى (ب).