اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٥٣ - اختلاف نسخهها
ص ٤٦ ب ١٩: در نسخه (ب) دو بيت اضافه دارد بعد از اين بيت كه خوانده نمىشود.
ص ٤٦ ب ٢١: با خودآ- درآ (م).
ص ٤٦ ب ٢٣: آنچه نادانى است (ب)؛ با خودى- سودا درى (گ).
ص ٤٦ ب ٢٧: از حبس تن گردد رها (ب- م).
______________________________ (٤٧) ص ٤٧ ب ١: مكر آن دغا (ب- م).
ص ٤٧ ب ٤: آمد مرو را (د- گ- م).
ص ٤٧ ب ٨: تا كه رهيابى ز اسرار قدم (ب).
ص ٤٧ ب ١٠: نفس خود كن هرچه هست (ب- م)؛ سركش كن درست (گ).
ص ٤٧ ب ١٢: كو منازع از خداوندى (د)؛ برخلاف حضرت ما مىشود (ب).
ص ٤٧ ب ١٤: گر رضاى حق همى جويى (ب- گ).
ص ٤٧ ب ١٦: طبع آن دون دنى (ب)؛ خلاف طبع (گ- م).
(٤٨) ص ٤٨ ب ١: جان ز قيد بحر جانان آورد (گ).
ص ٤٨ ب ٢: در صف مردان ميدان رهروى (ب)؛ در صف مردان مردان رهبرى (گ- م).
ص ٤٨ ب ٣: در جهاد اكبرى اندر (ب).
ص ٤٨ ب ٤: اين جهاد نفس غزاى اكبر است (د).
ص ٤٨ ب ٧: مردى شوى- مردى شوى (گ).
ص ٤٨ ب ٩: جوهر روحانى (ب- گ)؛ دل نه جسم است و نه از جسمانى است (ب).
ص ٤٨ ب ١١: آنكه دانا گفت ... در حقيقت دانكه دل بودش مراد (ب).
ص ٤٨ ب ١٢: استفاده گر كنى (د).
ص ٤٨ ب ١٣: تاختن گيرد دراو (ب)؛ دراو نور خدا (گ- م).
ص ٤٨ ب ١٥: دل چه باشد معنى انوار (ب)؛ مطلع الانوار- منبع الاسرار (گ).
ص ٤٨ ب ١٦: بدانى آن بود (گ- م).
ص ٤٨ ب ١٧: مىنمايد اندر او (ب- م).
ص ٤٨ ب ١٩: پيش عارف عرش (ب- م).
ص ٤٨ ب ٢٠: پيش دانا دل نه اين آب و گل است (ب)؛ ار ندانستى- نه از آب (گ).
(٤٩) ص ٤٩ ب ١: در دل عارف (گ).
ص ٤٩ ب ٥: مخزن اسرار دل را (گ).
ص ٤٩ ب ٧: برآور آه سرد (ب).
ص ٤٩ ب ١٠: دو صد چندان (گ).
ص ٤٩ ب ١٣: بلك دل را (گ).
ص ٤٩ ب ١٥: همه نقره و زر است (م- ب).
ص ٤٩ ب ١٧: آن يكى سرخ و دگر يك (ب)؛ دگرلون اصفر است (گ).
ص ٤٩ ب ١٩: وان ديگر سفيد (ب- م- گ)؛ گشته رنگ سبز يك نوعى (گ).
ص ٤٩ ب ٢٠: وان ديگر را بود رنگش سياه (د)؛ وان دگر كه بود رنگش سياه (گ).
ص ٤٩ ب ٢١: هر يكى مشغول نوعى آمده است (گ- د)؛ نوعى آمده كارى شده (م).