اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٧٤ - اختلاف نسخهها
ص ١١٠ ب ١٤: قول عارف جمله تقليد است و ظن (گ).
ص ١١٠ ب ١٥: عارف آنكه حق (گ- ب).
ص ١١٠ ب ١٧: پيش چشمت (ب)؛ در دور او چون سايره (گ).
ص ١١٠ ب ١٩: نزد او نقش دويى آمد خيال (ب).
ص ١١٠ ب ٢١: گر يكى را صد شمارى هم يكيست (گ).
ص ١١٠ ب ٢٣: گر صد هزار اينجا يكيست (ب)؛ اين يقينها جز نمودى (گ).
______________________________ (١١١) ص ١١١ ب ٦: جان كن سوى جانان (گ).
ص ١١١ ب ٨: چون ... بس عظيم- ترگ خود گو (ب).
ص ١١١ ب ١١: گوييا كاين راه تجريد خطاست (گ).
ص ١١١ ب ١٢: نيست در هستى شد و از (ب).
ص ١١١ ب ١٤: پير بغدادى جنيد آن نامدار (د).
ص ١١١ ب ١٥: گر واقف شدى (د).
ص ١١١ ب ١٧: از خدا اينجا همى بينم عيان (د- گ).
ص ١١١ ب ١٩: نور رويش هر دو (گ).
ص ١١١ ب ٢٣: اين عجب (د).
ص ١١١ ب ٢٤: آب مىجويى ز جهل ناتمام (ب)؛ غرقه در آبى ز سر تا پا تمام (د).
(١١٢) ص ١١٢ ب ٨: پنهان هم از خود (ب- گ).
ص ١١٢ ب ١٠: با تو حال (گ).
ص ١١٢ ب ١١: مشكل عالم برت حلوا شود (ب).
ص ١١٢ ب ١٢: علم آيد جهلها رسوا شود (ب).
ص ١١٢ ب ١٤: اين بيت در نسخه (گ) مغشوش است.
ص ١١٢ ب ١٥: كى براندازد نقاب (ب)؛ تا ببيند محرم اهل يقين (ب).
ص ١١٢ ب ٢٥: گر بدست آرى چراغ اينچنين (د).
(١١٣) ص ١١٣ ب ٢: جام جم نور دل عارف بدان (گ).
ص ١١٣ ب ٤: آنكه دل قابل بود ديدار يار- هر دو عالم (ب).
ص ١١٣ ب ٥: نفس جو- تو جو (د- گ).
ص ١١٣ ب ٨: بر مراد خود اگر اين ره روى (ب).
ص ١١٣ ب ١٣: پير زالى در نظر باشد (گ).
ص ١١٣ ب ١٧: گر به طاعت خواهدت (د)؛ زانكه مكرى هست او را در قفاش (ب).
ص ١١٣ ب ١٨: گر به سوى روزه خواند اى نماز (ب).
ص ١١٣ ب ١٩: از حيا خواهد برد (گ).
ص ١١٣ ب ٢٠: ريسمانت (گ).
ص ١١٣ ب ٢١: دانهاش ديدى مشو ايمن ز دام (ب)؛ و اندرين معنى (گ).
(١١٤) ص ١١٤ ب ١: در نسخه (ب) جاى دو مصرع عوض شده است.
ص ١١٤ ب ٤: از بهر خدا (ب).
ص ١١٤ ب ٦: هركه زو بىبهره (ب).