اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٥٤ - اختلاف نسخهها
ص ٤٩ ب ٢٤: خلق شهرى- خلق شهر ديگرش (ب).
ص ٤٩ ب ٢٧: در موج آتش آمده (ب- م).
______________________________ (٥٠) ص ٥٠ ب ٢: خويش ديدارى دگر (ب).
ص ٥٠ ب ٣: نشانى ديگر است- كاروانى ديگر است (د- گ).
ص ٥٠ ب ٥: باغهاى مهر و ماهى رنگ رنگ (ب).
ص ٥٠ ب ٧: عالم همان (م).
ص ٥٠ ب ٨: دل شد عيان (د)؛ فيض اين عالم ازين (ب)؛ بعد از اين شعر در نسخههاى (گ- م) يك بيت اضافه دارد:
|
ملك دل را بحر و كانى ديگر است |
لاجرم او جهانى ديگر است |
|
ص ٥٠ ب ١٦: دور هريك (ب)؛ بار دگر- كار دگر (گ).
ص ٥٠ ب ١٧: در يك گوشهاش (گ).
ص ٥٠ ب ١٨: هر يكى يابد مراد خود از او (ب- م).
ص ٥٠ ب ٢١: از او فقر و فنا- گنج و غنا (ب- م).
ص ٥٠ ب ٢٢: مىكند او ديگرى را (ب- م).
ص ٥٠ ب ٢٣: وان دگر از زهد (ب- گ).
ص ٥٠ ب ٢٤: روى خود از عالم كل تافته است (گ).
ص ٥٠ ب ٢٥: وان دگر در آرزوى جنت است (ب).
ص ٥٠ ب ٢٦: ترك غيرش گفت و دايم جستوجو است (ب- گ)؛ دايم وصل اوست (م).
ص ٥٠ ب ٢٧: وان دگر در بحر وصلش گشت غرق (ب).
(٥١) ص ٥١ ب ٢: كز دو عالم منزل او برتر است (ب)؛ وصف اين صاحب (گ)؛ حال آن صاحب دل است (م).
ص ٥١ ب ٣: حال دل بيرون (ب).
ص ٥١ ب ٤: دل گفتم (گ).
ص ٥١ ب ٧: كس كجا فهمد به غير از آن يكى (ب- م).
ص ٥١ ب ١٠: نيست جز وى مركز دور جهان (ب)؛ دايره زو گشته (گ).
ص ٥١ ب ١١: با همه خلقان (ب- م).
ص ٥١ ب ١٢: جمله كور است (د- گ).
ص ٥١ ب ١٤: عيان اندر نشان (م).
ص ٥١ ب ١٨: مرغ جانش را (ب- م).
ص ٥١ ب ١٩: در قرب ذات- اهل تلوين در ظهور است و صفات (ب)؛ ظهورات صفات (م).
ص ٥١ ب ٢٠: عيان (د- گ- م).
ص ٥١ ب ٢١: دل مسمى زان جهت (ب- م).
ص ٥١ ب ٢٢: گر به طوف (ب).
ص ٥١ ب ٢٣: اين تقلب نيست از وجهى- هم زوجهى (ب)؛ اين تقلب هست (گ- م).