اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢٢٢ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
منطبع: نقش شونده، نقش شده، چاپ شده، طبع شده.
موسيچه: (موسيجه) يكى از گونههاى قمرى. در برخى مآخذ موسيچه به نوعى فاخته اطلاق شده است.
موكشان: در حال كشيدن موى، مولوى گويد:
|
پر و بال ما كمند عشق اوست |
موكشانش مىكشد تا كوى دوست |
|
مهبط: جاى فرود آمدن، فرود آمدنگاه.
مهبط وحى: قلب حضرت رسول است.
نائم: خوابيده.
ندم: پشيمانى، ندامت.
نصوص: ج نص عين عبارت، كلام صريح، لفظ آشكار، حكم آشكار.
نفس: مراد از آن، نفس ناطقه انسانى است كه عبارت از مجموع خلاصه لطائف اجزاء تركيب بدن كه آنرا روح حيوانى و طبيعى خوانند مىباشد و نورى است كه بر او فائض شود از روح علوى انسان و بدان نور مورد الهام و فجور و تقوى گردد.
نفس اماره: روح انسانى را به اعتبار غلبه حيوانيت نفس اماره گويند و اماره گويند از جهت آنكه صاحب آنرا همواره امر به كارهاى بد مىكند.
نفس لوامه: روح انسان را در مقام تلالؤ نور قلب از غيب براى اظهار كمال آن و ادراك قوت عاقله به وخامت عاقبت و فساد احوال آن، نفس لوامه نامند از جهت لوم و سرزنش بر افعال خود و اين مرتبت مقدمه براى ظهور مرتبت قلب است.
نفس كل: اهل ذوق گويند: اين عالم از محيط فلك اعلى تا به مركز تحت الثرى يك شخص است كه او را عالم كبير خوانند، و نفس كلى او را روانى است كه در جسم او يك فعل مىكند. بعضى گويند:
نفس كل حضرت محمد ٦ است كه عقل كل هم گويند.
نفس مطمئنه: تارك هواى نفسانى و لذات فانيه دنياست و راضيه