اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٣٩ - اختلاف نسخهها
|
بىقلاووزى درين ره گر روى |
راه و منزل را ندانى گم شوى |
|
ص ١٠ ب ٢: رهبر ار نبود ... زان تعب (ب)؛ جز تعب (م).
ص ١٠ ب ٣: نشد آگاه ز عشق (گ).
ص ١٠ ب ٤: تا كه استادى (ب).
ص ١٠ ب ٥: اين به آن مىشايدت (ب)؛ پس قياس آن به اين مىشايدت (م).
ص ١٠ ب ٦: پير برخود (م).
ص ١٠ ب ٨: رهبران را (ب).
ص ١٠ ب ٩: دامن در جهان در چيدهام (م).
ص ١٠ ب ١٠: بر سينه داغ (م).
ص ١٠ ب ١١: من كه از شر دو عالم كشتهام؛ من كه از سر در دو عالم رستهام، بر دل اهل دلان بنشستهام (گ).
ص ١٠ ب ١٨: برترم از هرچه آمد شد خيال (گ).
ص ١٠ ب ١٩: در جهان پايى منه (گ).
ص ١٠ ب ٢٠: آنگهى از خود (ب).
ص ١٠ ب ٢١: ترا او سو بسو (گ).
ص ١٠ ب ٢٣: در (ب) جاى دو مصرع عوض شده.
ص ١٠ ب ٢٤: هرچه گويد او (گ).
ص ١٠ ب ٢٥: زومپوشان (ب- م).
______________________________ (١١) ص ١١ ب ٣: صاحب دلان (م و ضبط ديگر د)؛ از فناى كاملان (گ).
ص ١١ ب ٤: تا ز راه و منزلت واقف كند (ب).
ص ١١ ب ٥: خدمت ارباب دل كردن- واصل جانان بود (ب).
ص ١١ ب ٦: فر لطفش را به جان شعر بندهاى (د).
ص ١١ ب ٧: تا بفرمايد (م).
ص ١١ ب ٨: تا تو گردى راه بين (د).
ص ١١ ب ٩: هان مشو گستاخ زنهار و دلير (ب)؛ اندر لطف پير- هان مشو گستاخ زنهار و دلير (گ).
ص ١١ ب ١٣: خويش را بهتر از او هرگز مخواه (م).
ص ١١ ب ١٤: گر براند در ارادت (ب- م).
ص ١١ ب ١٥: گويدت لنگى مكن (گ).
ص ١١ ب ١٦: خود يكدم مرو (ب).
ص ١١ ب ١٧: هين مكن (گ)؛ در راه پير (م).
ص ١١ ب ١٨: هست در راه سعادت (ب- م).
ص ١١ ب ١٩: از راه حق غافل مشو (گ).
ص ١١ ب ٢٠: مگو چون (م).
ص ١١ ب ٢١: آن كو آگه است (ب- گ).
(١٢) ص ١٢ ب ١: صاحب لطف و كرم (م).