اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢٠٩ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
جهر: بلند خواندن، آواز بركشيدن، آشكارا.
جيفه: مردار، مردار بو گرفته، هر چيز پست ناپايدار.
چاهيدن: (چاييدن)، سرما خوردن، ناخوش شدن به سبب سرماخوردگى.
چرغ: پرندهاى است شكارى از رده شكاريان روزانه، جزو راسته عقابها كه جثهاش از باز و حتى از كلاغ معمولى نيز كوچكتر است.
چرغ به رنگهاى خاكسترى با لكههاى سياه و سفيد ديده مىشود.
چگل: ناحيهاى است در تركستان كه زيبارويان آن معروف بودند؛ چگلى، زيباروى.
چينه: دانهاى كه مرغ از زمين برچيند و بخورد.
چينى: هرچيز ساخته شده در چين، ظرف آبگينه.
حبل المتين: ريسمان استوار، رشته محكم، عروة الوثقى، شريعت؛ به معنى قرآن كريم نيز آمده است.
حدث: امرى كه تازه واقع شده، چيز نو كه زشت و غير معتاد باشد، امرى كه در سنت و شرع معروف نباشد؛ برنا و نوجوان را نيز گويند.
حديث قدسى: حديثى كه خدا فرموده است بيرون از قرآن.
حرون: استرى كه از سوار اطاعت نكند، سركش، توسن.
حليم: بردبار.
حمد: ستايش؛ و در اصطلاح صوفيان، عبارت است از اظهار كمال محبوب ازلى به صفات جمال و نعوت جلال بر سبيل تعظيم و تجليل. و آن يا از مرتبت جمع است بر جمع، و يا از مرتبت فرق است بر فرق، چنانكه مظاهر خلقيه و مجالى گويند، و يا از مرتبت جمع است بر فرق چنانكه افاضه نور وجود بر حقايق و اعيان موجودات كه به لسان اهل اللّه از آن تعبير به فيض مقدس مىشود. (رياض السياحه و اشعة اللمعات به نقل از فرهنگ اصطلاحات عرفانى).
حمول: باركش، بردبار، شكيبا.
حميم: خويشاوند، نزديك؛ آب گرم، گرما؛ آب سرد؛ عرق، خوى.