اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢١١ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
دير: محل و موقف عبادت راهبان و راهبات؛ در اصطلاح عرفا و متصوفه معانى چند دارد؛ از جمله، عالم انسانى را گويند. فروغى بسطامى گويد:
|
نه به دير همدمم شد نه به كعبه همنشينم |
عجبى نباشد از من كه برى ز كفر و دينم |
|
|
تو و كوچه سلامت من و جاده ملامت |
كه به عالم مشيت تو چنان و من چنينم |
|
|
نه تو من شوى نه من تو، به همين هميشه شادم |
كه به كارگاه هستى تو همان و من همينم |
|
ذكر: داراى چندين معنى است؛ از جمله، خلاف نسيان، احضار امرى در ذهن به نحوى كه همواره بماند و غايب نشود، تلفظ و ذكر لسان، مواظبت بر عمل، ذكر قلب، طاعت و جزا، بيان، حديث. در اصطلاح سالكان، خروج از ميدان غفلت به فضاى مشاهدت است به واسطه غلبه خوف يا زيادى حب.
در شرح تعرف آمده است: حقيقت ذكر آن است كه هرچه جز مذكور است در ذكر فراموش كنى و مراد از ذكر، ذكر سر است نه ذكر زبان.
ذكر خفى: ذكر خفى آن است كه ذاكر زبان سر و سر را ببندد و بدون شعور او باشد، كه غيبت بنده با غيبت حق موافق شود. ذكر خفى آن است كه در مقام علم نباشد و در مقام شهود هم نباشد كه نفس شاعر باشد و بلكه بدون استشعار نفس باشد.
ذو المنن: صاحب منتها، خداوند عطاها و احسانها. صفتى است از صفات خداى تعالى.
راهرو: راهرونده، سالك. آنكه در طريقت وارد شده باشد.
رب الورى: خداوند آفريدگان.
رحيق: ناب، بيغش؛ مى خالص، شراب بيغش، باده ناب.
رشاد: به راه راست رفتن، از گمراهى بيرون آمدن، هدايت،