اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٨٩ - توضيحات
شود براى ايشان كه اوست حق. آيا بس نيست پروردگار تو كه او بر همه چيز است گواه؟
______________________________ (١٧٦) ص ٤٤ ب ٤:
|
من عرف زان گفت شاه اوليا |
عارف خود شو كه بشناسى خدا |
|
اشاره به روايت ذيل است:
من عرف نفسه فقد عرف ربه. كسى كه خود را شناخت خدايش را شناخته است. كه در شرح نهج البلاغه آن را به امير مؤمنان على (ع) منسوب كردهاند. ليكن با تعبير اذا عرف نفسه آن را از احاديث نبوى دانستهاند. مؤلف اللؤلؤ المرصوع به نقل از ابن تيميه آن را از موضوعات مىشمارد. مولوى گويد:
|
بهر اين پيغمبر آن را شرح ساخت |
كان كه خود بشناخت يزدان را شناخت |
|
(١٧٧) ص ٤٤ ب ٢٠:
|
ليس فى الدارين آن كو گفته است |
در اين معنى چه نيكو سفته است |
|
اشاره است به كلام ليس فى الدار غيره ديار.
(١٧٨) ص ٤٧ عنوان پس از ب ١:
در اين عنوان چند حديث و آيه وارد شده بدين شرح:
الف) اعدى عدوك نفسك التى بين جنبيك. از احاديث نبوى است كه در كتاب كنوز الحقايق آمده است. و موافق مضمون آن از امير مؤمنان على (ع) روايت شده: لا عدو اعدى على المرء من نفسه. مولوى گويد:
|
نفس، هر دم از درونم در كمين |
از همه مردم بتر در مكر و كين |
|
ب) رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر، قيل و ما الجهاد الاكبر يا رسول اللّه قال [٧] جهاد النفس يعنى مراجعه كرديم از جهاد اصغر به سوى جهاد اكبر. پرسيده شد چيست جهاد اكبر، اى رسول خدا. گفت: جهاد با نفس.
در سفينة البحار (ج ١ ص ١٩٥) اين حديث بدين صورت آمده است: قال امير المؤمنين ٧: ان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله بعث