اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٧٢ - اختلاف نسخهها
ص ١٠٣ ب ٢٠: در نماز ايستاد (د).
ص ١٠٣ ب ٢١: چونكه فارغ گشت سلطان از نماز (ب).
ص ١٠٣ ب ٢٢: هان نگهداريد از فاش (د)؛ از فاش و نهان (گ).
ص ١٠٣ ب ٢٥: همچو يوسف ماهرويان (ب).
______________________________ (١٠٤) ص ١٠٤ ب ١: ز آسيب نظر (گ).
ص ١٠٤ ب ٥: در طواف آمد پسر پيش پدر (ب).
ص ١٠٤ ب ٦: كوچه بيند خود به روى (گ).
ص ١٠٤ ب ٨: شيوه مرشد را بگو (ب).
ص ١٠٤ ب ٩: كى شود مقبول (ب).
ص ١٠٤ ب ١٧: من همان دانم كه هست (د- گ)؛ بر وى وى نظر (ب).
ص ١٠٤ ب ١٩: در ميان قافله ... در جهات (ب).
ص ١٠٤ ب ٢٠: از اين بيت تا ٢٤ بيت بعد در نسخه (ب) نيست.
(١٠٥) ص ١٠٥ ب ٢: ديدهام من صد هزار (گ).
ص ١٠٥ ب ٣: من ندانم (گ).
ص ١٠٥ ب ٤: خود همى ترسم كه گويد گر به كس (گ).
ص ١٠٥ ب ٧: زان دمدمه (گ).
ص ١٠٥ ب ١٨: ناله و افغان برآمد (ب).
ص ١٠٥ ب ٢١: وصل نگارين (د- گ).
ص ١٠٥ ب ٢٢: روح رفته باز نايد (ب).
ص ١٠٥ ب ٢٤: در تجلاى (گ).
ص ١٠٥ ب ٢٦: گفت بارى در چه دينى (ب).
(١٠٦) ص ١٠٦ ب ١: اين بيت در (د) نيست.
ص ١٠٦ ب ٤: ز گفتارش عجيب (ب).
ص ١٠٦ ب ٦: خواست تا سلطان (گ).
ص ١٠٦ ب ١٠: بركشيد او جان (گ).
ص ١٠٦ ب ١١: زين اندوه (ب)؛ گشت حالش تيره (گ).
ص ١٠٦ ب ١٣: حكمت اينها مكن (ب).
ص ١٠٦ ب ١٤: شاه گفتا چون من او را (ب).
ص ١٠٦ ب ١٦: از خداوند جهان آمد ندا (گ).
ص ١٠٦ ب ١٧: عشقبازى صادقى (ب).
ص ١٠٦ ب ١٨: در محبت شرك گشته كى روا (گ).
ص ١٠٦ ب ٢٠: مىنمايى منع ياران در نظر (د)؛ خود كنى نظاره روى پسر (ب).
ص ١٠٦ ب ٢٤: بيش از آن كز عشق مىبينم نجات (ب).
ص ١٠٦ ب ٢٥: يا ستانش جان ما گر دوستى (ب)؛ به من كن دوستى (گ).
(١٠٧) ص ١٠٧ ب ١: در حق تو- واصل انوار هو (ب).
ص ١٠٧ ب ٥: تو نهاى واقف ز حال عاشقان (ب).