اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٤٣ - اختلاف نسخهها
ص ٢٠ ب ٨: آمد پديد (د- گ- م)؛ چنان خواهى (گ).
ص ٢٠ ب ١٠: و باغ و بستان و سرا (م).
ص ٢٠ ب ١٢: راحت ور زحمت است (گ)؛ زو راحت و گر زحمت است (م).
ص ٢٠ ب ١٣: باطل چه باشد (م).
ص ٢٠ ب ١٥: دايما در جستوجو آگاه (م).
ص ٢٠ ب ١٨: خود نديد از بينوايى او تعب (م).
ص ٢٠ ب ٢١: بر دل و جان (ب- م).
ص ٢٠ ب ٢٢: از ... يار (ب)؛ از على بشنو كه آن طاعت نكوست (م).
______________________________ (٢١) ص ٢١ ب ١: اطلس و كمخاب، زربفت و قصب- در راه رب (گ)؛ نيست غير از پرده در راه (د)؛ نيست غير از پردهاى در (م).
ص ٢١ ب ٤: هرچه غير از دوست آمد (د)؛ غير از دوست باشد (م).
ص ٢١ ب ٦: گر در حجاب (م).
ص ٢١ ب ٧: كه سرى آن (گ- م).
ص ٢١ ب ١٠: بهر حق نى از براى (ب).
ص ٢١ ب ١٢: سواره با فرس (م).
ص ٢١ ب ١٥: خود بسى رفتم (د).
ص ٢١ ب ١٦: اينجا كه او آشفته است (گ).
ص ٢١ ب ١٧: درين مجلس (گ).
ص ٢١ ب ١٨: حال خلقان (گ).
ص ٢١ ب ٢٠: همچو انسان (گ- م).
ص ٢١ ب ٢١: ز بهر خرج و دلق (گ).
ص ٢١ ب ٢٣: چون شود نيكو چنان باشد بگو (د)؛ چون شود نيكو چنان باشد نكو (گ- م).
ص ٢١ ب ٢٥: از همه انعام او پستر بود (ب)؛ از همه ديو و دد آمد (گ).
(٢٢) ص ٢٢ ب ٢: ترك آن كردى (ب).
ص ٢٢ ب ٣: چونكه او مقصود خالق را گذاشت (ب).
ص ٢٢ ب ٦: درد اين (گ)؛ اين عجبتر (م).
ص ٢٢ ب ٩: گريهها كرد او كه تا (م- ب)؛ گريههايى كرد تا بيهوش شد (گ).
ص ٢٢ ب ١٠: سوى خانه شد روان گريهكنان (ب).
ص ٢٢ ب ١١: از كمال سوز درد (ب)؛ در سوز و درد (گ)؛ هم نگفت او چيز (گ).
هم نگفت او هيچ (ب).
ص ٢٢ ب ١٢: بد دل اندوهگين (گ).
ص ٢٢ ب ١٣: بود مخمور و دگر ره گشت مست (ب)؛ با دلى پر عشق (م).
ص ٢٢ ب ١٥: سرد شد او را دل از كار جهان (گ- م)؛ بود كارش دائما آه و فغان (ب- گ)؛ بود كارش روز و شب زار و فغان (م).
ص ٢٢ ب ١٧: در (ب) جاى دو مصرع عوض شده است.