اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٤٧ - اختلاف نسخهها
ص ٣٠ ب ١٤: با همه قربى كه هستش با خدا (ب- گ- م).
ص ٣٠ ب ١٧: تا به عشقش ميل (گ).
ص ٣٠ ب ١٨: هر مديرى صادق از صدق خبير (م).
ص ٣٠ ب ٢٠: بىغايت آمد (م).
ص ٣٠ ب ٢٣: گر دو صد عمر اندرين (ب)؛ گر دو صد سالى درين (م)؛ هر دم از هر نوع حيران مىرود (گ).
ص ٣٠ ب ٢٤: در نماز اين بس كه بر (د)؛ عاقبت بر پايش آماس (م).
ص ٣٠ ب ٢٥: خطاب ذو الجلال (گ).
______________________________ (٣١) ص ٣١ ب ٢: كز خودى فانى (ب- گ- م).
ص ٣١ ب ٦: در رياضات و عبادت سالها (ب).
ص ٣١ ب ٧: لايق اسرار شد (گ) جان پاكش لايق ديدار شد (م).
ص ٣١ ب ١٣: بگذشته و واصل به دوست (ب).
ص ٣١ ب ١٥: در (ب) و (گ) اين بيت به اين صورت است:
|
محتسب انكارشان كى بركند |
غيرت حق در دلش كى سر كند |
|
ص ٣١ ب ١٦: گشتهاند اين قوم ترسان خدا (گ).
ص ٣١ ب ١٩: عشق واصل كى شود (ب).
ص ٣١ ب ٢٣: خلق بدست- در ميانه پرده خلقى بدسد ... (ب).
(٣٢) ص ٣٢ ب ٢: چو هست او بينوا (گ- م).
ص ٣٢ ب ٤: خود بجو- بدو (م).
ص ٣٢ ب ٥: اينچنين گستاخ اگر (ب- گ).
ص ٣٢ ب ٧: رهبرى هرگز نباشد بيش (د).
ص ٣٢ ب ٨: آن يكى از خودپرستى (ب).
ص ٣٢ ب ٩: اين بيت در نسخه (د) نيست؛ در او گم كرده است (م).
ص ٣٢ ب ١٢: طريقت آن بود (م).
ص ٣٢ ب ١٧: دايم از خونش روان (د).
ص ٣٢ ب ١٨: آن شاه سلطان يقين (د- گ)؛ اقليم يقين (م).
ص ٣٢ ب ٢٠: گفتوگوى بايزيد (ب)؛ هر دم مزيد (ب- م).
ص ٣٢ ب ٢١: با اهل ضيا (د- گ).
ص ٣٢ ب ٢٢: شد اكنون تمام (ب- م).
ص ٣٢ ب ٢٣: گر بروز آخر (ب).
(٣٣) ص ٣٣ ب ١: مىكنم از صدق اين احوال و من (ب).
ص ٣٣ ب ٣: روز تا شب، شب همه شب تا سحر (ب).
ص ٣٣ ب ٤: هم نخواهى (م).
ص ٣٣ ب ٦: زانكه محجوبى به خود (د- گ).
ص ٣٣ ب ٨: كه هرگز تو قبول (گ).
ص ٣٣ ب ١١: در ميان بربند اين را از (ب)؛ بر ميان بربند ابزار گليم (گ).