ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٨٦ - خطبهاى از امير مؤمنان ع
و فدك را (كه ابو بكر بغصب از فاطمه عليها السّلام گرفت) بورثه فاطمه عليها السّلام برميگرداندم.
و صاع رسول خدا (ص) را بهمان نحو كه بود برميگرداندم (صاع مقدار آبى بود كه رسول خدا (ص) با آن غسل ميكرد و مقدار آن شش رطل بود و پس از آن حضرت اين مقدار را كم دانستند و خود آن حضرت نيز فرمود: مردمى بيايند كه آن را كم دانند).
و زمينهائى را كه رسول خدا (ص) بمردمى واگذار كرد ولى حكم آن حضرت اجرا نگشت من آنها را بصاحبانش بدهم و حكم آن حضرت را اجرا كنم.
و خانه جعفر را (كه داخل در مسجد الحرام كردهاند) بورثهاش بازگردانم و آن قسمت را از مسجد خراب كنم.
و احكامى را كه از روى ستم و زور بدانها حكم شده (مانند تحريم متعه حج و متعه نساء و قانون عول و غير آن از بدعتهاى مشهور عمر و جواز سه طلاق در يك مجلس) بازگردانم.
و زنانى را كه بناحق در تحت اختيار مردانى هستند بسوى شوهران (مشروع و حقيقى) خود باز ميگرداندم (مانند زنانى را كه بدون حضور عدلين يا در غير حال طهر طلاق ميدادند و پس از انقضاء عده بزنى ميگرفتند) و در باره آنها با حكم خدا در باره فروج و احكام روبرو ميشدم.
و فرزندان بنى ثعلب را باسارت ميگرفتم (كه عمر بدون جهت جزيه را از آنان برداشت و بجاى آن دو برابر زكاة بر آنها مقرر داشت، چنانچه در تواريخ است).
و آنچه از سرزمين خيبر (ميان متنفذين زمان عمر) تقسيم شده بود برميگرداندم.
(مترجم گويد: جريان تقسيم اراضى خيبر كه حضرت بدان اشاره فرمايد بدين نحو بود كه در زمان عمر عبد اللَّه پسرش كه سهمى در خيبر داشت هنگامى براى سركشى اموال خود بخيبر رفت و شبانه مورد حمله يهود خيبر- كه بدستور رسول خدا (ص) در آنجا سكونت داشتند- قرار گرفت، اين جريان كه بگوش عمر بن خطاب رسيد يهود مزبور را- با اينكه رسول خدا (ص) آنها را در آنجا مسكن داده بود و زمينهاى خيبر را بآنها واگذار كرده و در مقابل سهمى از محصولات از آنها ميگرفت- يكسره از خيبر بيرون كرد و املاك آنجا را ميان جمعى خاص تقسيم نمود كه از آن جمله پسرش عبد اللَّه بن عمر و عثمان و زبير و عبد الرحمن و غيره بودند- و براى اطلاع از تفصيل داستان بسيره ابن هشام ج ٢ ص ٣٥٦ به بعد مراجعه فرمائيد-).