ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٥٢ - خطبهاى از امير مؤمنان ع
معاد خود دوخته و هر آنى انتظار مرگ خود را دارد، هميشه در فكر و انديشه بسر مىبرد، بىخوابى شبش را طولانى و دراز، و از ماندن در دنيا خسته و روگردان است، كوشا براى سفر آخرت و مراقب آنجا است.
آن بندهاى كه صبر و بردبارى را مركب (و وسيله) نجات خويش، و تقوى و پرهيزكارى را توشه روز مرگ و درمان دردهاى سوزان درونيش ساخته، و بدين جهت (از گذشتگان) پند گرفته، و خود را (بآنها) سنجيده، و دنيا و مردم را واگذاشته، براى فهم حقايق دين و پابرجا شدن (در طريقه آئين) دانش آموزد و دلش از ياد روز رستاخيز سنگين بار گشته و (از اين رو) بستر خواب را درهم پيچيده و از بالش استراحت دورى گزيده، بر سر پا ايستاده و در (خرقه و) عباى خويش خزيده، براى خداى عز و جل خاشع و فروتن گشته، ميان صورت و دو كف دستش (در نهادن بر خاك مذلّت و خوارى) نوبت گذارده.
در نهان برابر پروردگارش خاشع است، اشگش ريزان و دلش لرزان و سيلاب سرشگ از ديدهاش ريزان است، از ترس خدا بندهاى تنش ميلرزد، شوق و رغبتش در آنچه نزد خدا است بسيار و هراسش از او سخت است، در كار زندگى باندازه گذران خوشنود و آنچه را (از كارهاى نيك) آشكار سازد كمتر است از آنچه پوشيده دارد، و (در مقام صحبت و اظهار فضل و علم) بكمتر از آنچه ميداند اكتفا كند.
اينهايند وديعههاى خدا (و سپردههايش) در بلاد و شهرها كه خدا بوسيله آنها بلا را از بندگانش دور سازد، اگر يكى از آنها خداى را براى انجام كارى سوگند دهد خداوند آن را انجام دهد يا بكسى نفرين كند خداوند ياريش كند، راز او را بشنود (و بدان دل دهد) و دعايش را مستجاب گرداند، خداوند سرانجام (كار و پيروزى) را براى تقوى و پرهيزكارى مقرر داشته و بهشت را مأوى و مسكن پرهيزكاران قرار داده است، خواسته آنها در آنجا بهترين خواستهها است (و آن اين است كه هر گاه چيزى خواهند بگويند): «سبحانك اللهم» (يعنى منزهى تو خدايا) مولاشان آنها را دعوت كرده بدان چه بآنها عطا فرموده «و آخرين خواستهشان در آنجا اين است كه (گويند) ستايش خاص خدا پروردگار جهانيان است».