ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٠ - شجاعت على - ع - در جنگ احد
(كه يكى از علماء و مفسرين اهل سنت بود) پيش من بياوريد، پس قتاده كه پيرمردى بود با سر و ريش سرخ نزدش آمد و من نيز نزديك رفتم تا سخن آن دو را بشنوم، خالد گفت:
اى قتاده گرامىترين واقعه عرب و نيرومندترين واقعه عرب و خوارترين واقعهاى را كه در عرب اتفاق افتاده برايم بگو.
قتاده- خدا كار امير را اصلاح كند گراميترين واقعه عرب و نيرومندترين آنها و خوارترين آنها همه يك واقعه بوده (و در يك واقعه اتفاق افتاده).
خالد- واى بر تو چگونه همه آنها يكى بوده؟
قتاده گفت: آرى خدا كار امير را اصلاح كند (همه يكى بوده).
خالد- بگو آن واقعه كدام است؟
قتاده- آن واقعه بدر بود.
خالد- چگونه چنين بوده؟
قتاده گفت: اما اينكه اين واقعه گرامىترين واقعه عرب بود بخاطر آنكه خداى عز و جل در آن واقعه اسلام و مسلمين را گرامى و ارجمند كرد، و اما اينكه نيرومندترين واقعه بود بخاطر آنكه خداوند اسلام و مسلمين را بدان واقعه نيرومند و عزيز ساخت، و اينكه خوارترين واقعه عرب بود زيرا با كشته قريش عرب خوار شد.
خالد گفت: بخدا قسم كه دروغ گفتى زيرا در عرب آن روز عزيزتر از آنها (يعنى از افرادى كه در بدر كشته شدند) بودند، واى بر تو اى قتاده برخى از اشعار آنها را برايم بخوان:
قتاده- ابو جهل در آن روز از لشكر بيرون آمد و بر خود علامتى زده بود كه شناخته شود و عمامه سرخى بر سر و سپرى كه طلاكارى شده بود در دست داشت و ميگفت: