ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٩ - خطبهاى از امير المؤمنين ع و آن خطبه(معروف بخطبه) وسيله است
نداشتند با من ستيزه جستند و از روى گمراهى بر مسند آن سوار شدند و از روى نادانى آن را بخود بستند (يا از خود دانستند) پس ببد جايگاهى درآيند و چه بد است آنچه را براى خود آماده و تهيه كردند، در خانه گور (و عالم برزخ و قيامت) بيكديگر لعنت كنند و هر كدام آنها از ديگرى بيزارى جويد، و چون برفيق خود برخورد بدو گويد: «اى كاش فاصله ميان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود كه چه بد همنشينى بودى» و آن بخت برگشته با حالى نزار پاسخش دهد: «اى كاش من تو را دوست نميگرفتم كه براستى از ذكرى كه برايم آمده بود گمراهم ساختى و شيطان خواركننده انسانى است».
و منم مقصود از ذكرى كه (آن بخت برگشته) از آن گمراه شد، و آن راهيكه از آن منحرف گشت و آن ايمانى كه بدان كفر ورزيد، و آن قرآنى كه از آن دورى كرد، و آن دينى كه آن را دروغ پنداشت، و آن راهيكه از آن كناره گرفت.
و اگر چريدند آن دو نفر در علف خشكيده چيده شده، و چراگاه فريبنده دنياى ناپايدار و خود را بلب پرتگاه دوزخ كشاندند، اين كار آنان را ببد جايگاهى وارد كند، در ميان نوميدترين واردين و ملعونترين واردشدگان، بلعن بيكديگر فرياد كشند و با حسرت و افسوس (چون حيوانات) ناله كنند راحت و آسايشى ندارند و از عذاب و شكنجهشان چاره و گريزى نيست.
اين مردم (سالهاى طولانى) هم چنان بتها را پرستش و در بتخانهها خدمتكارى كردند، براى آنها مراسمى برپا ميداشتند و نذر و قربانى براى آنها ميكردند و براى آنها: «بحيرة» و «وصيلة» و «سائبة» و «حام» (حيواناتى بوده كه در زمان جاهليت روى عقائدى آنها را خاص خدا ميدانستند و استفاده آنان را بر خود حرام ميكردند) و با ازلام (چوبههاى تير مخصوص) قرعه ميزدند، و از خداى عز ذكره بيخبر گشته و از راه راست سرگردان شده بودند، و بموجبات دورى از حق مىشتافتند، شيطان بر آنها چيره گشته، و تاريكى دوران جاهليت آنها را فرا گرفته و شير خوردن و از شير گرفتنشان بر جهالت و گمراهى بود (و پايه تمام كارهاشان از آغاز تا انجام بر نادانى و گمراهى ريخته شده بود).