ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤١ - خطبهاى از امير المؤمنين ع و آن خطبه(معروف بخطبه) وسيله است
بدانيد كه نخستين شهادت بناحقى كه در اسلام اتفاق افتاد گواهى آنها بود كه در باره رفيقشان دادند و گفتند: او را رسول خدا (ص) بجانشينى منصوب داشته، و چون جريان سعد بن عباده پيش آمد (و آن سخنان را در مورد غصب خلافت بعمر و ديگران گفت) از اين سخن برگشته و گفتند: رسول خدا (ص) از اين جهان رفت و كسى را بجانشينى منصوب نفرمود، پس رسول خدا (ص) آن مرد پاك و مبارك نخستين كسى بود كه در اسلام بناحق بر عليه او گواهى دادند، و بزودى دريابند سرانجام آنچه را پيشينيان ايشان پىريزى كردند، و اگر (مىبينيد كه) اينان در مهلتى فراخ و در عمرى مقدر و وسعت زمان بازگشت و غرور تدريجى و آرامش حال و رسيدن بآرزو هستند (شگفت نيست و) بايد بدانيد كه خداى عز و جل به شداد بن عاد و ثمود بن عبود و بلعم بن باعور نيز مهلت داد و نعمتهاى آشكار و نهان خويش را برايشان كامل كرد و بوسيله مالها و عمرهاى طولانى كمكشان داد، و زمين بركات خويش را بآنها ارزانى داشت تا بلكه متذكر نعمتهاى الهى گردند و نهى و بيم او و راه بازگشت بدرگاهش را بشناسد و از گردنكشى دست بدارند.
و چون دوران آنها بسر رسيد و لقمه مقدر ايشان پايان يافت خداى عز و جل ايشان را برگرفت و از بيخ و بن بركند، گروهى را بسنگريزه دچار كرد، و برخى را صيحه آسمانى فرا گرفت، و برخى را ابر آتش بار بسوزاند، و برخى را زلزله نابود كرد، و برخى در زمين فرو رفتند «و چنان نبود كه خدا بر ايشان ستم كند ولى خودشان بودند كه بخود ستم ميكردند».
بدانيد كه هر دورانى را دفترى است و چون دفتر بآخر رسيد در آن هنگام اگر پرده بيكسو رود و ببينى آنجائى را كه ستمكاران بدان جا سرنگون كردند و زيانكاران بدان جا بازگردند همانا بدرگاه خداى عز و جل ميگريختى از آنچه آنها در آن گرفتارند و بدان باز گردند.