ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٣٢ - بيانى در باره خورشيد
جابر گويد: من اين كار را كردم و آن ناراحتى كه داشتم سبك شد.
١٥٠- حارث بن مغيره گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: من بيگناهان شما را بجرم تقصيركارانتان مؤاخذه كنم، و چرا چنين نكنم با اينكه وضع بد مردى كه موجب تنفر و ناراحتى شما و من است بگوش شما ميرسد و (با اين حال) شما با آن شخص (و امثال او) نشست و برخاست و گفتگو ميكنيد، پس شخص رهگذرى بشما گذر ميكند و ميگويد: اينان (كه با چنين شخص بدكارى نشست و برخاست كنند) از او بدترند (كه او را نهى از منكر نميكنند) و اگر شما وقتى از كردار بد چنين افرادى باخبر ميشويد آنها را از خود دور كنيد و (از چنين كارهائى) باز داريد براى شما و من بهتر است.
١٥١- طلحة بن زيد از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه در (تفسير) گفتار خداى تعالى: «و چون فراموش كردند آنچه را بدان اندرزشان داده بودند ما هم نجات داديم آن كسانى را كه از بدى جلوگيرى ميكردند ...» (سوره اعراف آيه ١٦٥) فرمود: كه اينها سه دسته بودند.
دستهاى كه هم خود فرمانبردار بودند و هم ديگران را بكار خوب فرمان ميدادند.
دستهاى كه خود فرمانبردار بودند ولى ديگران را فرمان نميدادند كه اينها بصورت مورچگان درآمدند.
و دستهاى كه نه فرمان مىبردند و نه فرمان بخوبى ميدادند كه آنها بكلى نابود گشتند؟
١٥٢- محمد بن مسلم گويد: امام صادق عليه السّلام (نامه ذيل را) بشيعيان نوشت:
بايد سالمندان شما و خردمندانتان بنادانان و رياست طلبان توجه كنند (و آنها را بهر نحو كه