ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢١٦ - در فضيلت شيعه
بدنبال على عليه السّلام فرستادند و چون آن جناب آمد سر خود را بطرف صورت رسول خدا (ص) خم كرد و با او سخن گفت، و او نيز با آن جناب سخن گفت تا چون سخن آن دو بپايان رسيد، آن دو نفر آن حضرت را ديدار كردند و باو گفتند: چه سخنى با تو ميگفت؟ على عليه السّلام فرمود: هزار در علم را برايم گفت كه از هر درى هزار در ديگر گشوده شود.
١٢٤- موسى بن عمر بن بزيع گويد: بحضرت رضا عليه السّلام عرضكردم: مردم روايت كنند كه رسول خدا (ص) چون براهى ميرفت از راه ديگر برميگشت (و از همان راهى كه رفته بود بر نميگشت)؟ راستى اين طور است (و اين روايت راست است)؟ فرمود: آرى من هم بسيارى از اوقات همين كار را ميكنم و تو هم اين كار را بكن، سپس فرمود: بدان كه اين كار روزى بخشتر است براى تو.
١٢٥- محمد بن فضيل گويد: بحضرت موسى بن جعفر عليه السّلام عرضكردم: قربانت گردم گاهى از برادران دينى ما سخنى بگوش من ميرسد كه ناراحت ميشوم و چون از خودش ميپرسم منكر مىشود با اينكه مردمان موثق و مورد اعتمادى آن را از قول او براى من نقل كردهاند؟ امام فرمود:
اى محمد گوش و چشمت را در مورد برادر دينيت دروغگو شمار (و بهر اندازه مىتوانى كار او را حمل بر صحت كن) و اگر پنجاه نفر شاهد قسمخور (كه در موارد خاصى قسم ميخورند و مورد قبول واقع مىشود) در حضور تو نسبت باو قسم خوردند ولى خود او سخن ديگرى گفت پس تو شخص او را تصديق كن و آنها را دروغگو بشمار، مبادا چيزى را بر زيان او افشاء كنى كه موجب عيب و زشتى او گردد و آبرويش را ببرد، و در نتيجه از زمره كسانى شوى كه خداوند در قرآنش فرمود: «كسانى كه شهرت كار بد را در باره مؤمنان دوست دارند آنها را است عذابى دردناك» (سوره نور آيه ١٨).