ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢١٥ - در فضيلت شيعه
كه در دين از كسى پيروى كنند جز آنكه روز قيامت آن پيشوا آن مردم را لعنت كند و آنان نيز او را لعنت كنند جز شما و هر كه هم عقيده شما است، اى مالك براستى كه بخدا سوگند هر كه از شما بر اين امر (و عقيده) بميرد شهيد مرده و همانند آن كسى است كه در راه خدا شمشير زده است.
١٢٣- بشير كناسى گويد: شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه ميفرمود: شما (ارتباط را) پيوست كرديد و مردم ديگر (آن را) بريدند، و شما دوست داشتيد و مردم دشمنى كردند، و شما شناختيد و مردم ديگر انكار كردند با اينكه حق همان بود (كه آنها انكار كردند).
همانا خداوند محمد (ص) را بنده خود قرار داد پيش از آنكه پيامبرش كند، و همانا على عليه السّلام بنده خيرخواهى بود براى خداى عز و جل و خدا هم خيرخواهى او را كرد، و او خداى عز و جل را دوست داشت، خدا هم او را دوست داشت، همانا حق ما در كتاب خدا روشن و آشكار است، از ما است برگزيده اموال، و از ما است انفال (غنيمتهاى جنگى) و همانا مائيم آن مردمى كه خداى عز و جل فرمانبردارى ما را واجب فرمود، و براستى شما به پيشوايانى اقتداء كردهايد كه مردم در مورد نادانى (و نشناختن) آنها معذور نيستند، و رسول خدا (ص) فرمود: هر كه بميرد و امام و پيشوائى نداشته باشد بمرگ زمان جاهليت مرده است، بر شما باد بفرمانبردارى كه همانا شما اصحاب على عليه السّلام را ديدهايد (و فرمانبرداران- يا نافرمانان آن حضرت را ديدهايد).
سپس فرمود: همانا رسول خدا (ص) در همان بيمارى كه بدان از اين جهان رفت فرمود: خليل (و يار با وفاى) مرا نزدم بخوانيد، آن دو زن (عايشه و حفصة) بسوى پدران خويش فرستادند، و چون آن دو آمدند رسول خدا (ص) رو از آن دو برگرداند سپس (دوباره) فرمود: خليلم را بنزدم بخوانيد آن دو گفتند: ما را كه ديد و اگر مقصودش ما بوديم با ما سخن ميگفت، آن دو زن (كه چنان ديدند)