ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٥ - حديث مردم شام
حديث مردم شام
٦٧- محمد بن عطية گويد: مردى از دانشمندان اهل شام بنزد امام باقر عليه السّلام آمده عرضكرد: اى ابا جعفر آمدهام مسألهاى از شما بپرسم كه مرا درمانده كرده از اينكه كسى را بيابم كه بتواند آن را برايم تفسير و معنى كند، و از سه گروه پرسيدهام و هر يك بنحوى پاسخ مرا داده غير از آنچه گروه ديگر پاسخ داده امام عليه السّلام فرمود: مسأله تو چيست؟ عرضكرد: پرسشم اينست كه نخستين چيزى را كه خدا آفريد چه بود؟ چون من از يكى پرسيدهام و او گفته است: «قدر» بوده، و ديگرى گفته: «قلم» بود، و سومى گفته «روح» است. امام باقر عليه السّلام فرمود: اينها (هيچ كدام) چيز درستى نگفتهاند و من بتو خبر ميدهم كه همانا خداى تبارك و تعالى بود و جز او چيزى وجود نداشت، و كسى نيز پيش از عزت او نبود (كه عزت خدا مستند باو باشد) و اين است معناى گفتارش: «منزه است پروردگارت پروردگار عزت از آنچه (مشركان) توصيفش كنند» (سوره صافات آيه ١٨٠) و آفريننده پيش از آفريده بود، و اگر نخستين چيزى را كه از خلق خويش آفريد چيزى بود كه از چيز ديگر گرفته بود هرگز دنبالهاش قطع نميشد و با اين وضع پيوسته چيزى با خدا بود و هيچ گاه نميشد كه خدا مقدم بر آن چيز باشد، ولى خدا بود در وقتى كه چيزى جز او نبود، و نخست آن چيزى را آفريد كه همه چيزها از آن است، و آن آب است كه همه چيزها از آن است، و هر چيز را بآب منسوب ساخت ولى آب را بچيزى نسبت نداد كه بدان منسوب گردد، و باد را نيز از آب آفريد سپس باد را بر آب مسلط كرد و باد شكم آب را شكافت تا اينكه از آب كفى پديد آمد بدان اندازهاى كه ميخواست