ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٣ - حديث بادها
زارى كردند.
فرمود: و اما باد عقيم باد عذابى است كه چون بوزد هيچ رحمى بواسطه آن بچه در خود نگه ندارد و هيچ گياهى بدان آبستن نگردد، و از زير هفت طبقه زمين بيرون آيد، و تاكنون از آنجا بادى خارج نگشته جز بر قوم عاد هنگامى كه خدا بر آنها خشم كرد و به نگهبانان آن باد دستور داد كه باندازه گشادى حلقه انگشترى از آن باد رها كنند و آن باد روى خشمى كه بر قوم عاد داشت از دستور نگهبانان سرپيچى كرد و باندازه گشادى سوراخ بينى گاوى بيرون آمد. نگهبانان از اين وضع بدرگاه خداى عز و جل شيون و فرياد كرده و گفتند: پروردگارا باد از دستور ما سرپيچى كرد (و بيش از اندازه خارج شد) و ما بيم آن داريم كسانى را كه نافرمانى تو نكرده و شهرهاى تو را آباد ميكنند نابود كند! فرمود: پس خداى عز و جل جبرئيل عليه السّلام را بسوى آن باد فرستاد و جبرئيل با دو بال خود جلوى آن را گرفت و بجايگاه اصليش بازگرداند و بدو دستور داد بهمان اندازه كه دستورش دادهاند بهمان مقدار بيرون آيد، و او نيز بهمان مقدار بيرون آمد و قوم عاد و هر كه را با آنها بود نابود كرد.
٦٥- سكونى از امام صادق عليه السّلام روايت كند كه رسول خدا (ص) فرمود: هر كه نعمت بر او آشكار گشت (و متنعم بنعم الهى گشت) بايد زياد ذكر
«الحمد لله»
را بگويد، و هر كه اندوه و غمش بسيار شد استغفار (و آمرزشخواهى) كند، و هر كه فقر و پريشانى بر او فشار آورد زياد بگويد:
«لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم»
كه فقر را از او دور سازد.