ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٤ - حديث بادها
و فرمود: رسول خدا (ص) (چند روزى) مردى از انصار را نديد، پس از او پرسيد: چه چيز تو را از ما پنهان كرده بود؟ عرضكرد: ندارى و كسالت ممتد، رسول خدا (ص) باو فرمود: آيا كلامى بتو نياموزم كه چون آن را بگوئى ندارى و بيمارى از تو دور گردد؟ عرضكرد: چرا اى رسول خدا، فرمود: چون صبح و شام كنى بگو:
«لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم توكلت على الحى الذى لا يموت و الحمد للَّه الذى لم يتخذ ولدا و لم يكن له شريك في الملك و لم يكن له ولى من الذل و كبره تكبيرا»
آن مرد گويد: سه روز بيشتر اين ذكر را نگفتم تا اينكه ندارى و بيمارى از من دور گرديد.
٦٦- اسماعيل بن عبد الخالق گويد: شنيدم امام صادق عليه السّلام از أبى جعفر احول مىپرسيد:
بصره بودى؟ عرضكرد: آرى، فرمود: شتافتن مردم را در اين مذهب (شيعه) و وارد شدن آنان را در آن چگونه ديدى؟ عرضكرد: بخدا آنها كم هستند و با اينكه كار هم (براى مذهب خود) ميكنند ولى آن هم كم است، فرمود: بر تو باد بجوانها (و بيشتر بآنها توجه داشته باشيد) زيرا آنها بسوى هر كار خيرى شتابانتر (از ديگران) هستند، سپس فرمود: اهل بصره در باره اين آيه چه گويند: «بگو من از شما مزدى نخواهم جز دوستى خويشاوندانم» (سوره شورى آيه ٢٣) من عرضكردم: قربانت آنها گويند اين آيه در مورد عموم خويشان رسول خدا (ص) است، فرمود: دروغ ميگويند، و همانا اين آيه در مورد ما خاندان بالخصوص يعنى در باره اهل بيت: على و فاطمه، و حسن و حسين، اصحاب كساء عليهم السّلام نازل گشته است.