درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٨٠ - ٤ معرفت عرفانى؛ عملآفرين و محرك
|
پنج حسى هست جز اين پنج حس |
آن چو زرّ سرخ وين حسها چو مس |
|
|
اندر آن بازار كايشان ماهرند |
حسّ مس را چون حسِ زر، كى خرند؟[١] |
|
و از سرودههاى مولوى است:
|
وهم و فكر و حس و ادراك شما |
همچو نى دان مركب كودك، هلا![٢] |
|
چنانكه از عقل متعارف نيز در اين راه، كارى ساخته نيست:
|
كرشمه تو شرابى به عاشقان بنمود |
كه علم بىخبر افتاد و عقل بىحس شد |
|
|
بس بگشتم كه بپرسم سبب درد فراق |
مفتى عقل در اين مسأله لا يعقل بود[٣] |
|
٤. معرفت عرفانى؛ عملآفرين و محرك
ديگر از ويژگىهاى معرفت عرفانى اين است كه عمل آفرين است. در هر دلى كه معرفت عرفانى جاى گيرد، آن را دگرگون مىكند و البته دگرگونى دل به معناى دگرگونى گوهر انسان است. اين دگرگونى، همراه با صاف شدن دل و زلال شدن ذوق قلبى و شفاف شدن ادراك باطنى است كه نتيجه آن سلوك در طريق طاعت خداوند و تلاش و كوشش در جلب رضاى اوست. و نقطه آغاز راه سلوك، خاكسارى و تواضع نفس و ذلت آن در برابر معشوق يعنى ذات حق تعالى است.
[١] . همان: ٥٠- ٤٩.
[٢] . مثنوى، دفتر دوم، ٣٤٤٥.
[٣] . حافظ.