درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٧٨ - ٣ دل، وسيله معرفت عرفانى
اين مردگان، در حقيقت همان مرده دلانند كه بنابر سخن قرآن، دل آنان از كار افتاده و بر آن مهر تعطيل، نقش بسته است:
أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ\* لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخاسِرُونَ[١].
آن كافران، همان كسانى هستند كه خدا بر دل و گوش و ديده آنها مهر زده است و آنان غافلان هستند، لا جرم هم آنان در آخرت، زيانكارانند.
چنانكه در اين آيه و آيات ديگر قرآن كريم بر آن تأكيد شده است، اگر دل- كه مركزيت حيات حقيقى انسان است- از كار بيفتد، شنوايى و بينايى و ديگر قواى حيات حقيقى انسان نيز از كار مىافتد. از سوى ديگر، اگر دل حيات و نشاط پيدا كند، حيات حقيقى انسان شكوفا مىشود و ديگر قواى حياتى آدمى به كار مىافتند و نشاط مىگيرند. در اين حال است كه آدمى، آماده پذيرش حق مىشود و درونش با ياد خدا روشنايى خواهد يافت و راه وصول به ذات اقدس حقتعالى براى وى هموار خواهد شد. آيات زير به اين حقيقت اشاره دارند:
إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ[٢].
حقّا كه در اين قرآن، يادآورى است براى آن كس كه داراى دل است، يا كسى كه گوش فرا داده و بر حق گواه است.
[١] . سوره نحل: ١٠٩- ١٠٨.
[٢] . سوره ق: ٣٧.