درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٥٣ - مبحث دوم تاريخچه پيدايش عرفان اسلامى
كه مرا از بهرهمندترين آنان از خويشتنت و از برترين آنان در نزديكى به تو و از برخوردار ترينشان از مهر و محبتت و از بهرهورترينشان از معرفتت قرار دهى؛ زيرا همتم به سوى تو و بريده از غير توست و رغبتم در جهت توست و تويى- نه جز تو- مراد من و براى توست- نه جز تو- بىقرارى و شب بيدارى من و لقاى تو آرامش دل من و وصل تو آرزوى جان من و شور و شوق من به سوى توست و سوز و گداز من در عشق توست و بىقراريم در هواى توست و مقصودم در رضاى توست و نياز من ديدن توست و همنشينى تو. مطلوب من و نزديكى تو آرزوى من است.
از اين بخش از دعا مطالب زير به دست مىآيد:
الف) مقصود عارف، وصل به ذات حق و به دست آوردن رضاى اوست؛
ب) معرفت به ذات حق، راه دستيابى به مقصود عارف است؛
پ) عشق حق و سلوك عاشقانه به سوى او، راه رسيدن به مقصود عارف؛ يعنى ذات حق تعالى است.
مبحث دوم: تاريخچه پيدايش عرفان اسلامى
عرفان اسلامى در اصل، جريانى اصالتگراست كه در برابر جريان بدعتگرا و تحريفگر دستگاه خلفا پديد آمد و هدفش صيانت و پاسدارى از تعاليم قرآن و سنّت رسول خدا صَلَّىاللَّهُ عَلَيهوَآلِه بود. بنابراين، ريشه اصلى عرفان اسلامى را بايد در تعاليم قرآن و رسول خدا صَلَّىاللَّهُ عَلَيهوَآلِه جستوجو كرد.
بررسى متون اصلى اسلام و تعاليم قرآن و بيانات رسول خدا و ائمه هدى عَلَيهِمُالسَّلَام، مشخص مىسازد كه تعاليم و دستورهايى كه به وسيله رسول خدا