درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٢٠٦ - شمس از نگاه مولوى
در جاى ديگر ظهور شمس را نصرت اسلام و موجب بر طرف شدن خوف و برقراى امنيت كامل در سراسر جهان مىداند:
|
مرا اقبال خندانيد آخر |
عنان اين سو بگردانيد آخر |
|
|
زمانى مرغ دل بر بسته پر بود |
بدادش پرّ و پرّانيد آخر |
|
|
بخندد آسمان زيرا زمين را |
خدا از خوف برهانيد آخر |
|
١٨. شمس كسى است كه انبيا در طول تاريخ، مژده دهنده ظهور او و حامل پيام اين بشارت براى بشريت بودهاند:
|
يك عروسى است بر فلك كه مپرس |
ور بپرسى بپرس از ناهيد |
|
|
زين عروسى كسى خبر نداشت |
آمدند انبيا به رسم نويد[١] |
|
و به همين سبب شمس، برهان هر پيامبر است:
|
سر دفتر هر سرورى، برهان هر پيغمبرى |
هم حاكمى هم داورى هم چاره ناچار من[٢] |
|
١٩. مولوى با به كارگيرى عباراتى كه متضمن دعا براى طول عمر است، به طور ضمنى اشاره به طول عمر مراد و مقصود و معشوق خويش مىكند:
|
ميل هواش مىكنم طال بقاش مىزنم |
حلقه بگوش عاشقم طبل وفاش ميزنم[٣] |
|
در جاى ديگر مىگويد:
[١] . همان: ٣٤٥.
[٢] . همان: ٣٣٤.
[٣] . همان: ٣٩٦.