درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٧٥ - شمس از نگاه شمس
شدند. به وسيله شما مىتوان به رضاى الهى دست يافت و بر آن كس كه شما را انكار كند خشم خداست.
٢. شمس در جاى ديگر خود را چنين معرفى مىكند:
«آفتاب است كه عالم را روشنى مىدهد، روشنى مىبيند كه از دهانم برون مىرود و از گفتارم در زير حرف سياه مىتابد. خود اين آفتاب را پشت به ايشان است، رو به آسمانهاست. نور آسمانها و زمين از اوست. روى آفتاب به مولاناست؛ زيرا روى مولانا به آفتاب است. لنهدينهم سبلنا اين مقلوب است جهت نظر اول، بدان كه غرض از اين سؤال چيست؟ آنگاه جواب بگو![١]
آن يكى مىگويد: تا اين منبر است در اين جامع، كسى اين سخن را به اين صريحى نگفته است. مصطفى صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه گفته است؛ اما پوشيده و مرموز، به اين صريحى و فاشى گفته نشده است و هرگز اين چنين گفته نشود؛ زيرا كه تا اين غايت، اين نوع خلق كه منم با خلق اختلاط نكرده است و نه آميخته است»[٢].
در اين متن، شمس خود را «آفتاب» معرفى مىكند كه به جهان روشنى مىدهد و چه بسا ملّاى رومى به همين جهت نام شمس را بر مراد خود گذاشته و او را شمسالدين خوانده است.
[١] . در صفحه ٢٣٨ از جزو( ١) مقالات اين عبارت آمده است كه در فهم مراد از اين بخش متن كمك مىكند: وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا( سوره عنكبوت: ٦٩)؛ يعنى اگر مقدم و مؤخر خوانى چگونه خوانى:« و الذين هديناهم سبلنا جاهدوا فينا» اين است مراد!
[٢] . مقالات ١٢٢: ٢.