درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١١٢ - ٨ عشق حقيقى و عشق مجازى
احساسات و عشقى هم براى او باقى مانده باشد، به چيزى ديگر فراتر از معشوق نخستين خواهد بود. اين رسوب و فرونشينى احساسات عاشقانه، نشانه مجازى بودن عشق است.
از ديدگاه عرفا، عشق مجازى بىارتباط با عشق حقيقى نيست، بلكه عشق مجازى از همان عشق حقيقى كه عشق به كمال مطلق است نشأت گرفته است؛ ولى با دخالت عنصر «تخيل»- كه به سبب عوامل گوناگون از جمله شهوت، در درون آدمى فعال مىشود- آدمى، چيزى را كه مطلوب و معشوق حقيقى او نيست به جاى معشوق حقيقى مىگيرد. به همين دليل، پس از آنكه به آن دست يافت، آن را مطلوب و مقصود خويش نمىيابد و از آن روى برمىگرداند و دوباره به تلاش خود در جهت دستيابى به مشعوق حقيقى ادامه مىدهد. اگر همچنان تحت تاثير قوه تخيل كه از شهوت و غضب و ديگر غرايز حيوانى نشأت مىگيرد قرار داشت، اين اشتباه همچنان ادامه خواهد يافت و نتيجهاى جز از دستدادن سرمايه عمر، عايدش نخواهد شد. اين همان «خسران» و زيانى است كه در قرآن به آن اشاره شده است.
خداوند مىفرمايد:
وَ الْعَصْرِ\* إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ\* إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ[١].
سوگند به عصر! همانا انسان در زيان است، مگر آنان كه ايمان آورند و كردار نيك انجام دهند و يكديگر را به حق و صبر سفارش دهند.
[١] . سوره عصر: ٣- ١.