درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٥٨ - ٢ سطح تعاليم ويژه
رسول خدا صَلَّىاللَّهُ عَلَيهوَآلِه در حد تمام و كمال بوده؛ پس از او به تشريح مبانى عرفانى پرداخته و عملًا نيز روش آن حضرت را در عرفان و سلوك پيموده و آن را عرضه كردهاند، در درجه اول على بن ابى طالب عَلَيهِالسَّلَام و پس از او فرزندانش از امامان اهل بيت عَلَيهِمُالسَّلَام بودهاند.
جلالالدين رومى، عارف برجسته قرن هفتم در اين باره مىگويد:
|
اى على كه جمله عقل وديدهاى |
شمّهاى واگو از آنچه ديدهاى |
|
|
چون تو باشى آن مدينه علم را |
چون شعاعى آفتاب علم را[١] |
|
روشنترين دليل بر مدّعاى مذكور، مطالب ناب عرفانى است كه از اميرالمؤمنين و فرزندانش صَلَواتُاللَّهِ عَلَيهِمأَجْمَعِين بر جاى مانده و بخش قابل توجهى از آن به دست ما رسيده است.
دليل روشن ديگرى كه اين حقيقت را تأييد مىكند، نسل نخستين عارفان اسلامى مىباشند كه همگى از دستپروردگان اميرالمؤمنين، على عَلَيهِالسَّلَام و فرزندان او، به ويژه امام علىّ بن الحسين، زينالعابدين عَلَيهِالسَّلَام بودهاند.
منابع تاريخى فراوانى نشان مىدهند كه پيروان راستين امام على عَلَيهِالسَّلَام همگى به زهد و عبادت و انقطاع الىالله شهرت داشته و در اين زمينه بر همگان مقدّم بودهاند. تا آنجا كه در جامعه اسلامى، كسى در زهد و عبادت و تقوا و عرفان نظرى و عملى، با آنان قابل قياس نبوده است. در همين زمينه از امام صادق عَلَيهِالسَّلَام روايت است كه فرمود:
[١] . مثنوى، دفتر اول، ٣٧٤٥.