درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٨١ - شمس از نگاه شمس
٨. شمس خود را حقيقت كتاب الله و همچون شب قدر كه در ميان شبهاى ديگر پنهان است معرفى كرده و مىگويد:
«آن دانشمند روزى بيدار شد، هرچه داشت از رخت و كتاب يغما داد كردن و مىگشت و مىناليد و مىگفت:
أَذْهَبنَا عُمرَنَا فِي الإيلَاءِ وَالظِّهَارِ! وَأَلقَينَا كِتَابَ اللهِ وَرَاءَ ظُهُورِنَا؛ فَمَاذَا نُجِيبُ رَبَّنَا إِذَا سَأَلَنَا عَنْ عُمرِنَا فِيمَا أَفنَينَاهُ؟ وَعَنْ بَصَرِنَا أَيش أَبصَرنَا؟ وَعَنْ سَمعِنَا أَيش سَمِعنَا؟ وَعَن فُؤَادِنَا فِي أَيش تَدَبَّرنَا؟»[١].
مراد او از اين كتاب اللّه مصحف نيست، آن مردى است كه رهبر است و كتاب اللّه اوست؛ آيت اوست؛ سوره اوست. در اين آيت آيتهاست، اين مصحف ظاهر را و اين كتب ظاهر را آخر آن جهود داشت ... پس دانستيم كه آنچه تو را برهاند بنده خداست، نه آن نبشته مجرد، مَن اتَّبَعَ السَّوَادَ فَقَد ضَلَّ.
شب قدر را پنهان كردهاند ميان شبها، بنده خدا را پنهان كردهاند ميان مدعيان. پنهان است نه از حقيرى، بلكه از غايت ظاهرى پنهان شده است، چنانكه آفتاب بر خفاش نهان است، پهلوى او نشسته و از او خبر ندارد»[٢].
[١] . عمر خود را در مباحث بيهوده ايلاء و ظهار تلف كرديم و كتاب خدا را پشت سرافكنديم. پس خدا را چه پاسخى داريم اگر از ما بپرسد كه عمر خود را در چه كارى به پايان رساندى و چشم خود را چگونه به كار بستى و چه ديدى و با گوش خود چه شنيدى و از دل بپرسد كه در چه انديشيدى؟
[٢] . مقالات ٣١٦: ١.