درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٤٨ - ١ ذكر حالى
اينكه قلب آدمى چگونه به وسيله ذكر، شفّاف و دگر نما مىشود تا جايى كه جهان نما بلكه برتر از آن خدا نما مىشود، بحثى دامنهدار است كه در حوصله اين گفتار كوتاه نمىگنجد.
امّا ذكر قلبى، مراحل فراوانى دارد كه به سه مرحله كلى آن اشاره مىكنيم:
١. ذكر حالى
در اين مرحله، زنگار از دل زدوده مىشود و سنگينى مرموزى كه- در نتيجه غفلت- دل را از اوج گرفتن باز مىداشت، از دل برداشته مىشود. آدمى احساس سبكى مىكند؛ آينده را مىبيند؛ پشت پرده حقايق جهان را درك مىكند؛ ناپايدارى دنيا را احساس مىكند؛ تعلّق و دلبستگى اشيا را به خداى متعال و احاطه و مالكيت و فرمانروايى خدا را بر همه چيز مىبيند؛ به كوچكى خود در برابر عظمت خدا و بىوفايى و كوتاهى و تقصير خويش در برابر مهر و محبت و رحمت بىمنتهاى الهى كه نتيجه آن دلشكستگى است پى مىبرد. در اينجاست كه چشمه خشك اشك، سر باز مىكند؛ به جوش مىآيد و جريان مىيابد و ظرف كوچك جسم را لبريز مىكند و پهناى صورت آدمى را سرشك پشيمانى و توبه فرا مىگيرد. ذكر حالى نيز داراى اقسامى است:
١. ذكر بيدارى
اين نوع از ذكر حالى، براى كسانى حاصل مىشود كه مدتهاى مديد در ظلمت غفلت فرو رفته و ناگهان ياد خدا در دل آنها جرقّه مىزند و از اين جرقّه بهره مىگيرند و آن را به شعلهاى تبديل مىكنند كه گاه اين شعله آنچنان گسترش مىيابد كه همه وجود آنها را فرا مىگيرد و آنان را به مراحل بالايى ذكر قلبى مىرساند.