درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٦٢ - مبحث سوم حدود و معيارهاى اصالت در عرفان اسلامى
از همان دورانهاى ابتدايى گسترش عرفان اسلامى، پيشتازان و بزرگان اين فن، همواره خطر انحراف مسير را گوشزد مىكردهاند و پيدايش و نفوذ جريانات بيگانه در مسير عرفان الهى، دغدغه خاطر هميشگى پيشكسوتان اين طريق بوده است.
در رأس همه، اميرمؤمنان؛ على بن ابىطالب عَلَيهِالسَّلَام در بيانات بسيار دقيق و شيوايى، عارفان و عالمان حقيقى را از عارفان دروغين جدا نموده و علايم و صفات هر يك از اين دو دسته را بازگو كرده است. آن حضرت در وصف عارفان راستين مىفرمايد:
«عِبَادَ اللهِ! إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللهِ إِلَيْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللهُ عَلَى نَفْسِهِ، فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ، وَتَجَلْبَبَ الْخَوْفَ، فَزَهَرَ مِصْبَاحُ الْهُدَى فِي قَلْبِهِ، وَأَعَدَّ الْقِرَى لِيَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ، فَقَرَّبَ عَلَى نَفْسِهِ الْبَعِيدَ، وَهَوَّنَ الشَّدِيدَ، نَظَرَ فَأَبْصَرَ، وَذَكَرَ فَاسْتَكْثَرَ، وَارْتَوَى مِنْ عَذْبٍ فُرَاتٍ، سُهِّلَتْ لَهُ مَوَارِدُهُ، فَشَرِبَ نَهَلًا، وَسَلَكَ سَبِيلًا جَدَداً، قَدْ خَلَعَ سَرَابِيلَ الشَّهَوَاتِ .. فَهُوَ مِنَ الْيَقِينِ عَلَى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ .. قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ، فَهُوَ قَائِدُهُ وَإِمَامُهُ، يَحُلُّ حَيْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ، وَيَنْزِلُ حَيْثُ كَانَ مَنْزِلُه»؛
بندگان خدا! همانا از محبوبترين بندگان نزد خدا، كسى است كه خداوند او را در نبرد با نفس خود يارى رسانده، در اندرونش احساس غم دست داده و در برون پوشش خوف خدا به تن كرده است؛ چراغ هدايت در دلش برافروخته و توشه كافى براى روز تنگدستىاش فراهم ساخته است؛ دورها را بر خود نزديك نموده و سختها را بر خود آسان كرده است؛ به آنچه را بايد بنگرد نگريسته و آنچه را بايد ببيند ديده است؛ فراوان به ياد خدا پرداخته و از زلال سرچشمهاى كه برايش فراهم شده سيراب گشته است و در راه، همواره مطمئن گام برداشته و